interesting conversation between people and riot guards who have been circled by people. In the end a lady says d you only express braveness when you are on motorcycle? he keeps saying please forgive me, us!!
Today, it has marked the saddest day in past six months protest of people of Iran.
some have reported about 8 people have been killed by Iranian government.
taken from this website
I feel for all those who have been center of all these fights for freedom against the government.
this you tube shows that Iranian people taking over police station, and in addition how police car kills an Iranian protester. viewer discretion is advised. Hope Iran becomes once again in Hand of Iranians.
Showing posts with label protests. Show all posts
Showing posts with label protests. Show all posts
Sunday, December 27, 2009
Friday, August 14, 2009
Protests in Iran...
1. I have been shocked with the current news of rape in Iranian regime's prison.
I think the world should know about such a disgrace regime.
In any case, Mr. Karroubi once again proved to me that he is brave fellow Iranian. and has my respect more than ever.
It think now www.Balatarin.com has a English exerts of the Iran news in English.
Balatarin in English
2. Life is hectic, that is all I can say for now!
I think the world should know about such a disgrace regime.
In any case, Mr. Karroubi once again proved to me that he is brave fellow Iranian. and has my respect more than ever.
It think now www.Balatarin.com has a English exerts of the Iran news in English.
Balatarin in English
2. Life is hectic, that is all I can say for now!
Sunday, August 02, 2009
Iran protests...
1. Mr. Mousavi's 10 message to people
موسوی: دادگاه، تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم است
میرحسین موسوی
آقای موسوی، اعترافات متهمان را "نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز" خواند
میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای، دادگاه تعدادی از فعالان سیاسی را که اولین جلسه آن روز شنبه برگزار شد، "فرمایشی" خوانده و آن را "سقوط اخلاقی و بی اعتباری صحنه گردانان آن" دانسته است.
آقای موسوی، نامزد اصلی معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری که بیشتر فعالان سیاسی محاکمه شده از حامیان و اعضای ستادهای او بوده اند، در بیانیه خود نوشته است که این دادگاه "جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را ثابت کند."
میرحسین موسوی درباره اعترافات متهمان در دادگاه نوشته است: "میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند."
کلیک متن کامل بیانیه شماره ۱۰ میرحسین موسوی
روز شنبه اول اوت (دهم مرداد) نزدیک به 100 نفر از افرادی که در جریان ناآرامی های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شده بودند، در جلسه ای در دادگستری تهران مقابل دوربین تلویزیون ایران قرار گرفتند و معاون دادستان تهران در کیفرخواست خود آنها را به تلاش برای سازماندهی و اجرای طرحی برای کودتای مخملی متهم کرد.
آقای موسوی دادخواست مطرح شده در دادگاه را "سبک" توصیف کرده که با استناد به برخی کتابهای خمیر شده و "به اعتراف هایی که رنگ شکنجه های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیزی قانع کنند."
این نامزد معترض درباره اعتراف های بعضی از متهمان با استناد به گفته های پیامبر اسلام نوشت: "آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم)."
آقای موسوی در پایان بیانیه خود آورده است: "مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد."
2. It is difficult to think funny and read satire these days, after seeing how many young Iranian were killed by Iran's regime.
however, after seeing the "show train" of those who arrested by Iran's regime and specifically Mohammad Ali Abtahi. It worth reading work of Mr. Nabavi a satirist in exile.
رژیم ابطحی
ابراهيم نبوي
e.nabavi(at)roozonline.com
محمد علی ابطحی امروز اعتراف کرد. وی که موفق شده بود در مدت چهل روز پانزده کیلو وزن کم کند، همراه با گروه دیگری از زندانیان علیه خودش و دیگران اعترافاتی کرد که چون ما خودمان قبلا مثل خیلی از دوستان از این اعترافات کرده ایم، لازم می دانیم موارد زیر را تذکر دهیم:
اول، کسی که اعتراف کرده محمد علی ابطحی نبود، چون محمد علی ابطحی یک آقای 100 کیلویی است که نظراتی دارد و طبیعتا نظراتش متناسب با وزنش است، حالا یک ابطحی هشتاد کیلویی آوردید که چیزهایی را اعتراف می کند، ما از کجا بدانیم این ابطحی خودش است؟ شاید برادرش است که لاغر تر از اوست.
دوم، ابطحی دو ماه است در زندان انفرادی است، به قول رهبری هر یک روز زندان انفرادی یک ماه شکنجه است، شما شصت ماه یک نفر را شکنجه کردید، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف کند، اگر ابطحی اعتراف کند ناپلئون بناپارت یا فیدل کاسترو یا آدولف هیتلر است، اصلا عجیب نیست.
سوم، از اول انقلاب تا حالا هزار نفر در دادگاههای جمهوری اسلامی اعتراف کرده اند و بدون حتی یک استثناء همه آنها یک هفته پس از آزادی اعلام کردند تحت فشار بودند، ابطحی را همین فردا بفرستید دبی، اگر نگفت اعتراف ها همه دروغ است.
چهارم، وقتی زن قائم مقام وزارت اطلاعات زیر شکنجه اعتراف می کند جاسوس اسرائیل بوده و فساد اخلاقی داشته، طبیعی است اگر احمدی نژادهم یک سال دیگر زیر دست همان بازجو بیفتد اعتراف خواهد کرد که ارتباطش با رهبری شبیه به زن و شوهری بوده و خودش جاسوس آمریکا و اسرائیل و انگلیس و تمام کارهایش بخاطر براندازی نظام بوده، این خط این هم نشان. ابطحی که جای خود دارد.
پنجم، متهمی که خودش زندانی است، وکیلش هم زندانی است، رفیقش هم زندانی است، رئیس سابقش هم زندانی است، معاون سابقش هم زندانی است، شاهدش هم زندانی است، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف می کند.
ششم، شما یک شیر هشتصد کیلویی را هم به بازجوهای جمهوری اسلامی بدهید، بعد از سه ماه اعتراف می کند که یک الاغ ده کیلوئی است، هنر متهم نیست، اگر هنری هست متعلق به بازجوست که وقتی خودش گرفتار شد خواهید دید که چه زاری ها نمی کند و چه اعتراف ها بر زبان نمی آورد و چه رقص ها که بدون ساز نمی کند.
هفتم، تمام اعترافات ابطحی را روی هم جمع کنیم، یک چیز می ماند و آن اینکه در انتخابات تقلب نشده است. بیچاره ابطحی! چون از بیرون خبر ندارد، فکر می کند این حرفها اثر دارد، وقتی همه طرفداران دولت و مجلس و مراجع و روحانیون خودشان در کمال آزادی و بدون رفتن به زندان قبول کرده اند که تقلب شده است، مردم حرف کسی که زندان بوده قبول نمی کنند. مهم ترین دلیل تقلب هم همین است که ابطحی زندانی است.
هشتم، خداوند می گوید برای دانستن سفر کن، حتی به چین برو. چطور می شود یک آدمی در خانه خودش، توی کتابخانه ای که ده هزار کتاب دارد، در کمال عقل و شعور و آرامش، حقیقت را نفهمد، بعد برود زندان، دور از خانواده، در سلول انفرادی، بدون خبر، کتک بخورد، تحت فشار قرار بگیرد، قرص بخورد، به جای دیدن صد نفر فقط یک بازجو ببیند، و حقیقت را بفهمد. و از همه اینها گذشته، وقتی یک هفته بعد دوباره رفت خانه، حقیقت یادش برود؟
نهم: طبیعی است که ابطحی را تا چند روز دیگر آزاد و بهزاد نبوی را که اعتراف نکرده آزاد نمی کنند، یعنی کسی که به جرمی اعتراف کرده و پذیرفته مجرم است، آزاد می شود، انشاء الله، و کسی که جرمی را نمی پذیرد و دلیلی هم علیه او نیست، زندان می ماند. یعنی شما اگر مجرم باشید آزاد می شوید، ولی اگر مجرم نباشید زندانی می شوید.
حقایقی از زبان ابطحی
اتفاقا، من می خواهم نتیجه بگیرم که ابطحی با وجود اینکه تحت فشار بود، حقایقی را به ما گفت که این حقایق را هر کسی به ما می گفت باور نمی کردیم. البته من نمی خواهم بگویم ابطحی راست گفت، فقط می خواهم بگویم این حرف ها را گفت:
1) ابطحی گفت: " موسوی، هاشمی و خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند."
نتیجه گیری: جنبش سبز یک رهبری قوی و متحد دارد که می توان روی آن حساب کرد.
2) ابطحی گفت: " موسوی در آن زمان هندوانه سربسته بود."
نتیجه گیری: در این مدت اینقدر نیروهای ضد شورش چاقو زدند که سرخی و شیرینی موسوی را همه سبزها دیدند و الآن دیگر به همه چیزش مطمئن اند.
3) ابطحی گفت: " هاشمی قصد انتقام از احمدی نژاد و مقام معظم رهبری را داشت."
نتیجه گیری: من گفتم این هاشمی آدم حسابی است و تا پوست طرف را نکند ول نمی کند.
4) ابطحی گفت: " مجمع روحانیون بر خلاف گذشته دیگر انقلابی نیست."
نتیجه گیری: پس با خیال راحت می توانیم به آنها اعتماد کنیم و حرف مان را به آنها بزنیم. یعنی به عبارت دیگر از خودمان اند.
5) ابطحی گفت: " خاتمی نباید ظرفیت اصلاحات را پای موسوی می ریخت، حتی موسوی این ظرفیت را نداشت."
نتیجه گیری: ابطحی زمانی دستگیر شد که هنوز معلوم نشده بود موسوی چه ظرفیت هایی دارد، وقتی از زندان بیرون آمد خودش می شود مشاور موسوی.
6) ابطحی گفت: " موسوی به کروبی پیغام داد من چیزی برای از دست دادن ندارم."
نتیجه گیری: ابطحی تا همین جا بیرون بود، بعدا کروبی هم به موسوی پیغام داد من هم چیزی برای از دست دادن ندارم، و دو تایی دست همدیگر را گرفتند و رفتند وسط مردم.
7) ابطحی گفت: " موسوی نظام را به خطر انداخته است."
نتیجه گیری: پس نتیجه می گیریم که موسوی دقیقا همان کسی است که به درد رهبری جنبش می خورد.
موسوی: دادگاه، تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم است
میرحسین موسوی
آقای موسوی، اعترافات متهمان را "نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز" خواند
میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای، دادگاه تعدادی از فعالان سیاسی را که اولین جلسه آن روز شنبه برگزار شد، "فرمایشی" خوانده و آن را "سقوط اخلاقی و بی اعتباری صحنه گردانان آن" دانسته است.
آقای موسوی، نامزد اصلی معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری که بیشتر فعالان سیاسی محاکمه شده از حامیان و اعضای ستادهای او بوده اند، در بیانیه خود نوشته است که این دادگاه "جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را ثابت کند."
میرحسین موسوی درباره اعترافات متهمان در دادگاه نوشته است: "میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند."
کلیک متن کامل بیانیه شماره ۱۰ میرحسین موسوی
روز شنبه اول اوت (دهم مرداد) نزدیک به 100 نفر از افرادی که در جریان ناآرامی های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شده بودند، در جلسه ای در دادگستری تهران مقابل دوربین تلویزیون ایران قرار گرفتند و معاون دادستان تهران در کیفرخواست خود آنها را به تلاش برای سازماندهی و اجرای طرحی برای کودتای مخملی متهم کرد.
آقای موسوی دادخواست مطرح شده در دادگاه را "سبک" توصیف کرده که با استناد به برخی کتابهای خمیر شده و "به اعتراف هایی که رنگ شکنجه های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیزی قانع کنند."
این نامزد معترض درباره اعتراف های بعضی از متهمان با استناد به گفته های پیامبر اسلام نوشت: "آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم)."
آقای موسوی در پایان بیانیه خود آورده است: "مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد."
2. It is difficult to think funny and read satire these days, after seeing how many young Iranian were killed by Iran's regime.
however, after seeing the "show train" of those who arrested by Iran's regime and specifically Mohammad Ali Abtahi. It worth reading work of Mr. Nabavi a satirist in exile.
رژیم ابطحی
ابراهيم نبوي
e.nabavi(at)roozonline.com
اول، کسی که اعتراف کرده محمد علی ابطحی نبود، چون محمد علی ابطحی یک آقای 100 کیلویی است که نظراتی دارد و طبیعتا نظراتش متناسب با وزنش است، حالا یک ابطحی هشتاد کیلویی آوردید که چیزهایی را اعتراف می کند، ما از کجا بدانیم این ابطحی خودش است؟ شاید برادرش است که لاغر تر از اوست.
دوم، ابطحی دو ماه است در زندان انفرادی است، به قول رهبری هر یک روز زندان انفرادی یک ماه شکنجه است، شما شصت ماه یک نفر را شکنجه کردید، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف کند، اگر ابطحی اعتراف کند ناپلئون بناپارت یا فیدل کاسترو یا آدولف هیتلر است، اصلا عجیب نیست.
سوم، از اول انقلاب تا حالا هزار نفر در دادگاههای جمهوری اسلامی اعتراف کرده اند و بدون حتی یک استثناء همه آنها یک هفته پس از آزادی اعلام کردند تحت فشار بودند، ابطحی را همین فردا بفرستید دبی، اگر نگفت اعتراف ها همه دروغ است.
چهارم، وقتی زن قائم مقام وزارت اطلاعات زیر شکنجه اعتراف می کند جاسوس اسرائیل بوده و فساد اخلاقی داشته، طبیعی است اگر احمدی نژادهم یک سال دیگر زیر دست همان بازجو بیفتد اعتراف خواهد کرد که ارتباطش با رهبری شبیه به زن و شوهری بوده و خودش جاسوس آمریکا و اسرائیل و انگلیس و تمام کارهایش بخاطر براندازی نظام بوده، این خط این هم نشان. ابطحی که جای خود دارد.
پنجم، متهمی که خودش زندانی است، وکیلش هم زندانی است، رفیقش هم زندانی است، رئیس سابقش هم زندانی است، معاون سابقش هم زندانی است، شاهدش هم زندانی است، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف می کند.
ششم، شما یک شیر هشتصد کیلویی را هم به بازجوهای جمهوری اسلامی بدهید، بعد از سه ماه اعتراف می کند که یک الاغ ده کیلوئی است، هنر متهم نیست، اگر هنری هست متعلق به بازجوست که وقتی خودش گرفتار شد خواهید دید که چه زاری ها نمی کند و چه اعتراف ها بر زبان نمی آورد و چه رقص ها که بدون ساز نمی کند.
هفتم، تمام اعترافات ابطحی را روی هم جمع کنیم، یک چیز می ماند و آن اینکه در انتخابات تقلب نشده است. بیچاره ابطحی! چون از بیرون خبر ندارد، فکر می کند این حرفها اثر دارد، وقتی همه طرفداران دولت و مجلس و مراجع و روحانیون خودشان در کمال آزادی و بدون رفتن به زندان قبول کرده اند که تقلب شده است، مردم حرف کسی که زندان بوده قبول نمی کنند. مهم ترین دلیل تقلب هم همین است که ابطحی زندانی است.
هشتم، خداوند می گوید برای دانستن سفر کن، حتی به چین برو. چطور می شود یک آدمی در خانه خودش، توی کتابخانه ای که ده هزار کتاب دارد، در کمال عقل و شعور و آرامش، حقیقت را نفهمد، بعد برود زندان، دور از خانواده، در سلول انفرادی، بدون خبر، کتک بخورد، تحت فشار قرار بگیرد، قرص بخورد، به جای دیدن صد نفر فقط یک بازجو ببیند، و حقیقت را بفهمد. و از همه اینها گذشته، وقتی یک هفته بعد دوباره رفت خانه، حقیقت یادش برود؟
نهم: طبیعی است که ابطحی را تا چند روز دیگر آزاد و بهزاد نبوی را که اعتراف نکرده آزاد نمی کنند، یعنی کسی که به جرمی اعتراف کرده و پذیرفته مجرم است، آزاد می شود، انشاء الله، و کسی که جرمی را نمی پذیرد و دلیلی هم علیه او نیست، زندان می ماند. یعنی شما اگر مجرم باشید آزاد می شوید، ولی اگر مجرم نباشید زندانی می شوید.
حقایقی از زبان ابطحی
اتفاقا، من می خواهم نتیجه بگیرم که ابطحی با وجود اینکه تحت فشار بود، حقایقی را به ما گفت که این حقایق را هر کسی به ما می گفت باور نمی کردیم. البته من نمی خواهم بگویم ابطحی راست گفت، فقط می خواهم بگویم این حرف ها را گفت:
1) ابطحی گفت: " موسوی، هاشمی و خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند."
نتیجه گیری: جنبش سبز یک رهبری قوی و متحد دارد که می توان روی آن حساب کرد.
2) ابطحی گفت: " موسوی در آن زمان هندوانه سربسته بود."
نتیجه گیری: در این مدت اینقدر نیروهای ضد شورش چاقو زدند که سرخی و شیرینی موسوی را همه سبزها دیدند و الآن دیگر به همه چیزش مطمئن اند.
3) ابطحی گفت: " هاشمی قصد انتقام از احمدی نژاد و مقام معظم رهبری را داشت."
نتیجه گیری: من گفتم این هاشمی آدم حسابی است و تا پوست طرف را نکند ول نمی کند.
4) ابطحی گفت: " مجمع روحانیون بر خلاف گذشته دیگر انقلابی نیست."
نتیجه گیری: پس با خیال راحت می توانیم به آنها اعتماد کنیم و حرف مان را به آنها بزنیم. یعنی به عبارت دیگر از خودمان اند.
5) ابطحی گفت: " خاتمی نباید ظرفیت اصلاحات را پای موسوی می ریخت، حتی موسوی این ظرفیت را نداشت."
نتیجه گیری: ابطحی زمانی دستگیر شد که هنوز معلوم نشده بود موسوی چه ظرفیت هایی دارد، وقتی از زندان بیرون آمد خودش می شود مشاور موسوی.
6) ابطحی گفت: " موسوی به کروبی پیغام داد من چیزی برای از دست دادن ندارم."
نتیجه گیری: ابطحی تا همین جا بیرون بود، بعدا کروبی هم به موسوی پیغام داد من هم چیزی برای از دست دادن ندارم، و دو تایی دست همدیگر را گرفتند و رفتند وسط مردم.
7) ابطحی گفت: " موسوی نظام را به خطر انداخته است."
نتیجه گیری: پس نتیجه می گیریم که موسوی دقیقا همان کسی است که به درد رهبری جنبش می خورد.
Friday, July 31, 2009
Iran protests...
Taken from مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۱: سحام نيوز : قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند .
1. قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر بودند كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند . مهدي كروبي وقتي كه وارد قطعه شد با استقبال گسترده مردمي مواجه شد كه به مانند روزهاي اخير سراسر اعتراض بودند ، در همين حال نيروي هاي امنيتي و نظامي حاضر در صحنه به او هشدار دادند تا گامي جلوتر نيايد ولي او بدون توجه به هشدارهايي كه او را از قرائت فاتحه اي در كنار مردم براي ندا آقاسطان منع مي كرد قدم به اين قطعه گذاشت . اما حضور وي و مقاومت مردم براي برگزاري مراسم چهلم جان باختگان حوادث 30 خرداد مانع از برخورد نيروهاي امنتيي و نظامي با مردم نشد و چنين بود كه مهدي كروبي تنها سكوت كرده بود و متاثر شد از رفتارهايي كه با مردم صورت مي گرفت . او بر مزار ندا رفت و در كنار مردمي كه با صداي بلند فاتحه مي خواندند برايش قران خواند و طلب مغفرت كرد . هنگامي كه به دفترش برگشت چهره اش برافروخته بود نه از آفتاب گرم تابستان بلكه از برخوردهايي كه با مردم صورت گرفته بود و چنين بود كه در پاسخ به سوالاتي كه از حادثه 8 مرداد بر مزار جان باخته 30 خرداد پرسيدم با اندوه و تاثر پاسخ داد . او متاثر بود از انكه اينك برخلاف وعده هايي كه به مردم داده شد با انان رفتار مي شود و چنين بود كه هشدارهايي به مسئولان و بزرگان كشور داشت . او از بزرگان كشور درخواست كرد تا به مانند روزهاي پس از فوت امام (ره) رفتار نكنند و اين بار هشدارهاي او را جدي بگيرند نه انكه زماني او در مقام رييس مجلس سوم ، بزرگان كشور را نسبت به انحراف و انحصار آگاه كرده بود ولي به او توجهي نكرده و اينك همان مخاطبانش معترض شده و يا سكوت پيشه كرده اند . گفت وگوي كوتاهي را همان عصر پنج شنبه با مهدي كروبي داشتم كه در نخستين پرسش تحليل او را از رفتار وزارت كشور دولت نهم براي عدم ارائه مجوز پرسيدم واينكه چطور شد كه تصميم برآن گرفته شد كروبي و موسوي به بهشت زهرا بروند . پرسش چنين بود : اوايل هفته گذشته درخواستي از سوي شما و موسوي براي برگزاري مراسم جان باختگان 30 خرداد در مصلي بزرگ تهران ارائه شد وليكن دو روز پس از ان مديركل سياسي وزارت كشور با ادبياتي خاص دولتمردان نهم اعلام كرد كه به هيچ گروه و يا شخصيتي براي برگزاري مراسم مجوزي داده نشده است و البته او تاكيد كرده بود كه گروه هاي سياسي به دنبال سوءاستفاده از حوادث اخير هستند و اين را دليلي براي عدم ارائه مجوز ناميد . در همين راستا شما و موسوي اعلام كرديد كه به بهشت زهرا خواهيد رفت . آيا درخواست شما براي برگزاري مراسم چهلم يك شهروند ايراني كه در اعتراضات اخير جان باخته است امري غيرقانوني بود ؟
بله همان طور كه مي دانيد ما درخواست كرده بوديم كه مراسمي را در مصلي براي گرامي داشت چهلم جان باختگان 30 خرداد برگزار كنيم و حتي اعلام كرده بوديم كه براي انكه حادثه اي رخ ندهد همه را به سكوت دعوت كرده ايم و تنها قرار است كه قران تلاوت شود و بعد هم مردم متفرق شوند . اين همان رفتاري است كه در راهپيمايي هاي اخير نيز داشتيم به طوري كه هميشه مردم را به آرامش دعوت مي كرديم چرا كه ما معتقديم خواسته اي قانوني داريم و به دنبال هيچ گونه حادثه آفريني نيز نبوديم . حتي در راهپيمايي هايي كه خودم حضر داشتم نيز هر گاه مشاهده مي كردم كه مردم شعار مي دهند كه شعارهايي مطلوب نبود فرياد مي زدم كه شعار ندهيد . به عنوان مثال وقتي مي شنيدم كه مردم شعار مي دهند " راي خود را پس مي گيريم "من اعتراض نداشتم ولي وقتي مي شنيدم كه عده اي شعار مي دادند "توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد " من مي گفتم كه ما براي دعوا نيامده ايم و از انها درخواست مي كردم كه اين شعارها را سر ندهند . بنابراين به نظر من مردم خواستي معقول و منطقي دارند مانند اينكه ما نيز براي برگزاري مراسم در چهلم جان باختگان حوادث اخير درخواستي قانوني و منطقي داشتيم ولي از ان ممانعت كردند . چنين بود كه ما ديديم اين درست نيست كه برويم و پشت درهاي مصلي بنشينيم و درگيري هايي ايجاد شود بنابراين تصميم گرفتيم كه به بهشت زهرا برويم و كنار مزار انان فاتحه اي بخوانيم .
گويا اعلام شده براي جلوگيري از سوء استفاده گروههاي سياسي مجوزي داده نشده است . شما اين را مي پذيريد ؟
اين حرف دو جواب دارد . نكته اول اينكه حتي به خانواده ها هم اجازه اي براي برگزاري مراسم حتي در مساجد محلي داده نشد . دومين نكته اينكه اين حادثه اي كه روي داده موضوعي شخصي نيست بلكه افرادي در يك رويدادي جمعي به شهادت رسيده اند . انتخاباتي برگزار شده است كه عده اي معتقدند اين انتخابات سالم برگزار شده است اين عده همان كساني هستند كه اكنون در دولت حضور دارند همان عده اي كه نظارت واجرا را برعهده داشته اند ، پول هاي بيت المال در اختيارشان بوده و هر گونه كه خواسته اند با صندوق هاي راي برخورد كرده اند ، آقاياني كه صدا و سيما و نيروهاي مسلح را در اختيار داشته اند و اينها مدام بر صحت و سلامت انتخابات تاكيد مي كنند . اما يك گروه هم هستند كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است و ادله هاي فراواني هم براي اين استدلال خود دارند . دلايلي كه در آينده اي نزديك ان را به صورت كتابچه اي منتشر خواهيم كرد كه براي آيندگان باقي بماند . حرف هاي بسياري درباره اين انتخابات وجود دارد كه برخي از انان مصلحت است كه مطرح شود و برخي ديگر صلاح به طرح كردن ان نيست . ما بلاغت داريم و بنابر مقتضاي حال صحبت مي كنيم و اول زمينه ها را فراهم و بعد صحبت مي كنيم . بنابراين دسته دومي كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است به حمايت از ما برخاستند و مطمئنا اين افرادي كه در اعتراض به نتيجه انتخابات به خيابان آمدند به احمدي نژاد راي نداده اند بلكه به خاطر تضييع حق كانديداي مورد حمايت خودشان به خيابان آمدند و در اين راه كشته شدند . بنابراين فردي كه در اين حوادث كشته شده است خواست و مطالبه اي داشته و اين طور نبوده كه بخواهد در انتخابات شركت كند تا هيزم تنور آن شود بلكه او به كانديداي خود راي داده و اكنون نيز با اعتقاد به نقلب آشكار در انتخابات به خيابان آمده و از سرنوشت راي خود سوال مي كند و براي اين امر كشته شده است و چنين است كه ما اكنون براي اين افراد مي خواهيم مراسمي را برگزار كنيم . من از همان ابتدا تاكيد مي كردم كه همواره از راي مردم صيانت مي كنم و اكنون نيز مي گويم كه در حد توان از رايشان پاسداري خواهم كرد . بنابراين اكنون مردم خودشان تشخيص داده اند كه به خيابان بيايند و ما هم در كنارشان هستيم . چنين است كه اگر ما براي كساني كه براي صيانت از راي خود به ميدان آمده اند و در حمايت از ما برخاسته اند كشته شده اند مراسمي را براي گرامي داشت ياد وخاطره شان برگزار نكنيم كه انسان هاي ضعيف النفس و بي شخصيت و دين فروشي هستيم كه اينك مردم را در ادامه مسير رها كنيم .
از حادثه اي بگوييد كه عصر پنج شنبه شما شاهد آن بوديد و اين گونه تاثر شما را برانگيخته است .
هنگامي كه به بهشت زهرا رسيديم به سمت قطعه حركت كرديم كه در همان حال مي شنيدم كه مردم مي گويند ما را مي زنند . در همان حال ديدم كه مزار ندا را محاصره كرده اند و نمي گدازند كه به آنجا برويم . به محض اينكه از ماشين پياده شدم جمعيتي به سمت من آمدند و شعارهايي سر مي دادند مبني بر اينكه راي ما را گرفتن و حالا كتكمان مي زنند در همين حال نيروهاي مستقر به سمت مردم هجوم مي آوردند و انها را متفرق مي كردند و گاز اشك آور در هوا پخش شده بود من هم ايستاده بودم و حلقه اي دور من بود . من شاهد ان بودم كه با مردم برخوردهايي شديدي صورت مي گرفت و حتي چنان به زنان حمله مي كردند . تنها به حوادثي كه روي مي داد تماشا مي كردم و فاتحه مي خواندم . در همان حال شاهد ان بودم كه مردم را كتك مي زنند و به حلقه اي كه دور من بود نيز رسيدند و به انها هجوم آوردند به طوري كه يكي از پاسداراني كه همراه من بود و از نزديكان من را كتك زده اند . هركسي كه فكر مي كند من قصد دارم كه براي نفع شخصي صحبت كنم و با به جنجال سازي بپردازم مي تواند به دفتر من بيايد و بدن هاي كبود اين افراد را مشاهده كند .
آيا به شما هم تعرضي صورت گرفت ؟
نه به من ضربه اي نخورد چرا كه اين دوستاني كه اطراف من بودند اجازه نمي دادند كه به من نزديك شوند در همان حال به من گفتند كه تا شما اينجا بايستيد اينها با مردم اين گونه برخورد مي كنند شما برويد تا شايد مردم هم متفرق شوند و از من مي خواستند كه سوار بر ماشينم شوم . ولي من در همانجا ايستاده بودم و با تاثر و تعجب نگاه مي كردم و تنها قرآن مي خواندم . در همان زمان به اين فكر مي كردم كه ما چه وعده هايي داده بوديم و چه حرف هايي زده شده بود و چه مي خواستيم و چه شد . وضعمان به گونه اي شده است كه اكنون شاهد ان هستيم كه جمعي به دور بنده حلقه بزنند كه مرا كتك نزنند و اين واقعه اي كه هيچ گاه در ايران شاهد ان نبوديم . اين حادثه مرا به ياد حادثه اي انداخت كه در سال 66 در عربستان سعودي شاهد ان بوديم زماني كه به ما حمله ای شد و آنجا نيز اطرافيان مرا مي زدند و البته يك ضربه هم به من خورد . اهر چند که در حادثه روز پنج شنبه ضربه ای به من نخورد . االبته آن حادثه در كشوري بيگانه روي داده بود ولي اينك حادثه ای در كشور خودمان روي مي دهد و بر سر مزار كساني كه به خاطر اعتراض به نتيجه يك انتخابات كشته شده اند و تنها خواسته شان اين بوده كه مي گفتند چرا ما را به انتخابات دعوت كرديد و حالا كه آمده ايم راي ما چه شده است ؟ با مردم برخورد می کنند .
شما كه خود شاهد اين حوادث بوديد چه پيامي را مي توانيد به مسئولان چنين برخوردهايي بدهيد ؟
مي خواهم در اين مصاحبه پيامي را به كساني كه غير از ما فكر مي كنند برسانم . آنها كه فكر مي كنند اگر مردم را ببرند و كتك بزنند و دندان ها و سر و كله شان را بشكنند و تحت شكنجه و آزار انها را بكشنند مي توانند شرايط را آرام كنند . من به اين افراد دلسوزانه هشداري مي دهم و مي گويم كه پنبه غفلت را از ايادي دولت و اطرافيانش از گوششان بيرون آورند و گزارش وضع موجود را به صورت واقعي به مقامات بالا و بزرگان نظام منتقل كنند . اصلا مي گويم كه به حرف ما كه از نظر شما شكست خوردگان انتخابات هستيم و فكر مي كنيد كه به خاطر اين شكستي كه بر ما تحمیل شده است اين گونه حرف مي زنيم توجهي نكيند ، ولي به چاپلوس ها و جيره خواران ، كساني كه اين روزها شلوغ كاري مي كنند و سعي در تخريب چهره برخي از بزرگان نظام دارند ، كساني كه از گرفتن اعتراف ها سخن مي گويند ، كساني كه مي گويند راي صفر بوده است ، اناني كه اعلام مي كنند در اين مدت تنها 30 درصد نيروها را به خيابان ها آورده اند ، اناني كه با هلي كوپترها بر بالاي بازداشت گاهها اعمال قدرت مي كنند و فرمان مي دهند ، دوستاني كه معتقدند به آنها وحي نازل مي شود و يا كساني كه معتقدند من و موسوي در باغ وحش را باز كرده ايم نیز توجهي نكنيد بلكه به حرف صاحبان انديشه و فكر كه در درون حاكميت هستند و از طيف خودتان مي باشند توجه كنيد . فضايي را ايجاد كنيد تا مراجع تقليد ، مدرسين دانشگاه و حوزه ، روحانيت مبارز ، روحانيون معتدل ، ارتشي ها و نيروهاي سپاهي ، صاحبان فكر و انديشه كه حتي برخي از آنها از طيف خودتان هستند حرفشان را بزنند . البته فضايي ايجاد شود كه چنانچه انها حرفي را در انتقاد از وضع موجود زدند فورا انها را وابسته به بيگانه و يا استحاله شده از نظام نخوانيد بلكه به نقد ها دلسوزانه انها گوش فرا دهيد . من امروز مي گويم كه پرونده همه در آينده اي نه چندان دور آشكار خواهد شد و مشخص مي شود كه هر كسي چگونه حرف زده است .
به نظر شما آيا برخوردهاي خشن كه طي اين روزها با مردم شكل گرفته است موجب برقراري آرامش دركشور مي شود و يا به تشديد و ملتهب كردن شرايط كمك مي كند ؟
انچه من در اين روزها شاهد بودم حامل عزم و اراده جدي اقشار مختلف مردم براي احقاق حقشان است . اين مردم هنگامي كه كتك مي خوردند حتي دو انگشت خون آلود خود را بالا مي گيرند و مي گويند به سمت مصلي و به مبارزه ادامه مي دهند . مردم را گرفتن و كتك زدن موجب خاموشي آنها نمي شود شايد عده اي از مردم عقب نشيني كنند ولي اين فشارها فضا را بدتر مي كند و به شكل گيري حوادث ناگواري مي شود . برخي از آقايان فكر كرده اند كه با راه اندازي جنجال و هياهو و صحنه سازي در تلويزيون و كشتار مردم مي توانند شرايط را تغيير دهند . اين مردم ديگر عقب نخواهند نشست من به هر جايي كه مي روم چه عروسي و چه عزا مردم تاكيد مي كنند كه تا اخير ايستاده اند و بنابراين فكر مي كنم كه بهتر است مسئولان با بي تدبيري خود يك چاه ويل را درست نكنند و بنابراين من به دست اندركاراران توصيه مي كنم كه اجاره دهند كه همه منتقدان به وضع موجود در فضايي مناسب حرف هاي خود را بيان كنند . من مطمئن هستم كه با چنين برخوردهايي قضايا پيچيده تر و بغرنج تر مي شود و بنابراين بايد عقلا را جمع كنيد و تدبيري بيانديشيد قبل از آنكه خسارات سنگين تري وارد شود و حيثيت اسلام و روحانيت و جمهوري اسلامي ايران خدشه دار شود . بايد در انديشه راه حل معقولي براي خروج از اين بحران بود . به آقايان توصيه مي كنم كه با يك سخنراني و يا خطبه اي در نماز جمعه و يا ارائه تحليلي در صدا وسيما در حمايت از انها مغرور نشوند بلكه فضايي را ايجاد كنند تا همه دلسوزان نظام حرفهايشان را بزنند .
و حرف آخر مهدي كروبي خطاب به مسئولان چيست ؟
من مي خواهم دوباره همان حرفي را كه روزهاي نه چندان دور گفته بودم تكرار كنم . در سال 68 و پس از فوت حضرت امام (ره) من از جايگاه مديريت قوه مقننه همواره نسبت به انحرافات و انحصارطلبي ها هشدار مي دادم و خطاب به بزرگان مي گفتم كه تا شما خودتان گرفتار نشويد احساس خطر نخواهيد كرد ولي من به شما هشدار مي دهم كه روزي در چنين شرايطي قرار خواهيد گرفت . من اين حرف را به كساني گفتم كه اكنون بخشي از انان اعتراضات خود را به صورت صريح مطرح مي كنند و جمعي ديگر در اعتراض سكوت كرده اند . امروز نيز دوباره تذكر و هشدار مي دهم كه چنانچه نسبت به شرايطي كه پيش آمده توجه نكنيد به سرنوشت همان كساني دچار مي شويد كه روزي به انها تذكر داده بودم و البته اين بار اگر به سرنوشت انان گرفتار شويد ممكن است كه همه منافع و مصلحت ملي را قرباني كنيد .
1. قطعه 257 بهشت زهرا عصر پنج شنبه شاهد حضور مردمي بود كه براي گرامي داشت ياد وخاطره جان باختگان حوادث 30 خرداد به انجا امده بودند ، هرچند كه اين بار نيز اين نيروهاي مستقر بودند كه سعي در متفرق كردن مردم و ممانعت از قرائت فاتحه اي توسط انان داشتند . مهدي كروبي وقتي كه وارد قطعه شد با استقبال گسترده مردمي مواجه شد كه به مانند روزهاي اخير سراسر اعتراض بودند ، در همين حال نيروي هاي امنيتي و نظامي حاضر در صحنه به او هشدار دادند تا گامي جلوتر نيايد ولي او بدون توجه به هشدارهايي كه او را از قرائت فاتحه اي در كنار مردم براي ندا آقاسطان منع مي كرد قدم به اين قطعه گذاشت . اما حضور وي و مقاومت مردم براي برگزاري مراسم چهلم جان باختگان حوادث 30 خرداد مانع از برخورد نيروهاي امنتيي و نظامي با مردم نشد و چنين بود كه مهدي كروبي تنها سكوت كرده بود و متاثر شد از رفتارهايي كه با مردم صورت مي گرفت . او بر مزار ندا رفت و در كنار مردمي كه با صداي بلند فاتحه مي خواندند برايش قران خواند و طلب مغفرت كرد . هنگامي كه به دفترش برگشت چهره اش برافروخته بود نه از آفتاب گرم تابستان بلكه از برخوردهايي كه با مردم صورت گرفته بود و چنين بود كه در پاسخ به سوالاتي كه از حادثه 8 مرداد بر مزار جان باخته 30 خرداد پرسيدم با اندوه و تاثر پاسخ داد . او متاثر بود از انكه اينك برخلاف وعده هايي كه به مردم داده شد با انان رفتار مي شود و چنين بود كه هشدارهايي به مسئولان و بزرگان كشور داشت . او از بزرگان كشور درخواست كرد تا به مانند روزهاي پس از فوت امام (ره) رفتار نكنند و اين بار هشدارهاي او را جدي بگيرند نه انكه زماني او در مقام رييس مجلس سوم ، بزرگان كشور را نسبت به انحراف و انحصار آگاه كرده بود ولي به او توجهي نكرده و اينك همان مخاطبانش معترض شده و يا سكوت پيشه كرده اند . گفت وگوي كوتاهي را همان عصر پنج شنبه با مهدي كروبي داشتم كه در نخستين پرسش تحليل او را از رفتار وزارت كشور دولت نهم براي عدم ارائه مجوز پرسيدم واينكه چطور شد كه تصميم برآن گرفته شد كروبي و موسوي به بهشت زهرا بروند . پرسش چنين بود : اوايل هفته گذشته درخواستي از سوي شما و موسوي براي برگزاري مراسم جان باختگان 30 خرداد در مصلي بزرگ تهران ارائه شد وليكن دو روز پس از ان مديركل سياسي وزارت كشور با ادبياتي خاص دولتمردان نهم اعلام كرد كه به هيچ گروه و يا شخصيتي براي برگزاري مراسم مجوزي داده نشده است و البته او تاكيد كرده بود كه گروه هاي سياسي به دنبال سوءاستفاده از حوادث اخير هستند و اين را دليلي براي عدم ارائه مجوز ناميد . در همين راستا شما و موسوي اعلام كرديد كه به بهشت زهرا خواهيد رفت . آيا درخواست شما براي برگزاري مراسم چهلم يك شهروند ايراني كه در اعتراضات اخير جان باخته است امري غيرقانوني بود ؟
بله همان طور كه مي دانيد ما درخواست كرده بوديم كه مراسمي را در مصلي براي گرامي داشت چهلم جان باختگان 30 خرداد برگزار كنيم و حتي اعلام كرده بوديم كه براي انكه حادثه اي رخ ندهد همه را به سكوت دعوت كرده ايم و تنها قرار است كه قران تلاوت شود و بعد هم مردم متفرق شوند . اين همان رفتاري است كه در راهپيمايي هاي اخير نيز داشتيم به طوري كه هميشه مردم را به آرامش دعوت مي كرديم چرا كه ما معتقديم خواسته اي قانوني داريم و به دنبال هيچ گونه حادثه آفريني نيز نبوديم . حتي در راهپيمايي هايي كه خودم حضر داشتم نيز هر گاه مشاهده مي كردم كه مردم شعار مي دهند كه شعارهايي مطلوب نبود فرياد مي زدم كه شعار ندهيد . به عنوان مثال وقتي مي شنيدم كه مردم شعار مي دهند " راي خود را پس مي گيريم "من اعتراض نداشتم ولي وقتي مي شنيدم كه عده اي شعار مي دادند "توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد " من مي گفتم كه ما براي دعوا نيامده ايم و از انها درخواست مي كردم كه اين شعارها را سر ندهند . بنابراين به نظر من مردم خواستي معقول و منطقي دارند مانند اينكه ما نيز براي برگزاري مراسم در چهلم جان باختگان حوادث اخير درخواستي قانوني و منطقي داشتيم ولي از ان ممانعت كردند . چنين بود كه ما ديديم اين درست نيست كه برويم و پشت درهاي مصلي بنشينيم و درگيري هايي ايجاد شود بنابراين تصميم گرفتيم كه به بهشت زهرا برويم و كنار مزار انان فاتحه اي بخوانيم .
گويا اعلام شده براي جلوگيري از سوء استفاده گروههاي سياسي مجوزي داده نشده است . شما اين را مي پذيريد ؟
اين حرف دو جواب دارد . نكته اول اينكه حتي به خانواده ها هم اجازه اي براي برگزاري مراسم حتي در مساجد محلي داده نشد . دومين نكته اينكه اين حادثه اي كه روي داده موضوعي شخصي نيست بلكه افرادي در يك رويدادي جمعي به شهادت رسيده اند . انتخاباتي برگزار شده است كه عده اي معتقدند اين انتخابات سالم برگزار شده است اين عده همان كساني هستند كه اكنون در دولت حضور دارند همان عده اي كه نظارت واجرا را برعهده داشته اند ، پول هاي بيت المال در اختيارشان بوده و هر گونه كه خواسته اند با صندوق هاي راي برخورد كرده اند ، آقاياني كه صدا و سيما و نيروهاي مسلح را در اختيار داشته اند و اينها مدام بر صحت و سلامت انتخابات تاكيد مي كنند . اما يك گروه هم هستند كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است و ادله هاي فراواني هم براي اين استدلال خود دارند . دلايلي كه در آينده اي نزديك ان را به صورت كتابچه اي منتشر خواهيم كرد كه براي آيندگان باقي بماند . حرف هاي بسياري درباره اين انتخابات وجود دارد كه برخي از انان مصلحت است كه مطرح شود و برخي ديگر صلاح به طرح كردن ان نيست . ما بلاغت داريم و بنابر مقتضاي حال صحبت مي كنيم و اول زمينه ها را فراهم و بعد صحبت مي كنيم . بنابراين دسته دومي كه معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است به حمايت از ما برخاستند و مطمئنا اين افرادي كه در اعتراض به نتيجه انتخابات به خيابان آمدند به احمدي نژاد راي نداده اند بلكه به خاطر تضييع حق كانديداي مورد حمايت خودشان به خيابان آمدند و در اين راه كشته شدند . بنابراين فردي كه در اين حوادث كشته شده است خواست و مطالبه اي داشته و اين طور نبوده كه بخواهد در انتخابات شركت كند تا هيزم تنور آن شود بلكه او به كانديداي خود راي داده و اكنون نيز با اعتقاد به نقلب آشكار در انتخابات به خيابان آمده و از سرنوشت راي خود سوال مي كند و براي اين امر كشته شده است و چنين است كه ما اكنون براي اين افراد مي خواهيم مراسمي را برگزار كنيم . من از همان ابتدا تاكيد مي كردم كه همواره از راي مردم صيانت مي كنم و اكنون نيز مي گويم كه در حد توان از رايشان پاسداري خواهم كرد . بنابراين اكنون مردم خودشان تشخيص داده اند كه به خيابان بيايند و ما هم در كنارشان هستيم . چنين است كه اگر ما براي كساني كه براي صيانت از راي خود به ميدان آمده اند و در حمايت از ما برخاسته اند كشته شده اند مراسمي را براي گرامي داشت ياد وخاطره شان برگزار نكنيم كه انسان هاي ضعيف النفس و بي شخصيت و دين فروشي هستيم كه اينك مردم را در ادامه مسير رها كنيم .
از حادثه اي بگوييد كه عصر پنج شنبه شما شاهد آن بوديد و اين گونه تاثر شما را برانگيخته است .
هنگامي كه به بهشت زهرا رسيديم به سمت قطعه حركت كرديم كه در همان حال مي شنيدم كه مردم مي گويند ما را مي زنند . در همان حال ديدم كه مزار ندا را محاصره كرده اند و نمي گدازند كه به آنجا برويم . به محض اينكه از ماشين پياده شدم جمعيتي به سمت من آمدند و شعارهايي سر مي دادند مبني بر اينكه راي ما را گرفتن و حالا كتكمان مي زنند در همين حال نيروهاي مستقر به سمت مردم هجوم مي آوردند و انها را متفرق مي كردند و گاز اشك آور در هوا پخش شده بود من هم ايستاده بودم و حلقه اي دور من بود . من شاهد ان بودم كه با مردم برخوردهايي شديدي صورت مي گرفت و حتي چنان به زنان حمله مي كردند . تنها به حوادثي كه روي مي داد تماشا مي كردم و فاتحه مي خواندم . در همان حال شاهد ان بودم كه مردم را كتك مي زنند و به حلقه اي كه دور من بود نيز رسيدند و به انها هجوم آوردند به طوري كه يكي از پاسداراني كه همراه من بود و از نزديكان من را كتك زده اند . هركسي كه فكر مي كند من قصد دارم كه براي نفع شخصي صحبت كنم و با به جنجال سازي بپردازم مي تواند به دفتر من بيايد و بدن هاي كبود اين افراد را مشاهده كند .
آيا به شما هم تعرضي صورت گرفت ؟
نه به من ضربه اي نخورد چرا كه اين دوستاني كه اطراف من بودند اجازه نمي دادند كه به من نزديك شوند در همان حال به من گفتند كه تا شما اينجا بايستيد اينها با مردم اين گونه برخورد مي كنند شما برويد تا شايد مردم هم متفرق شوند و از من مي خواستند كه سوار بر ماشينم شوم . ولي من در همانجا ايستاده بودم و با تاثر و تعجب نگاه مي كردم و تنها قرآن مي خواندم . در همان زمان به اين فكر مي كردم كه ما چه وعده هايي داده بوديم و چه حرف هايي زده شده بود و چه مي خواستيم و چه شد . وضعمان به گونه اي شده است كه اكنون شاهد ان هستيم كه جمعي به دور بنده حلقه بزنند كه مرا كتك نزنند و اين واقعه اي كه هيچ گاه در ايران شاهد ان نبوديم . اين حادثه مرا به ياد حادثه اي انداخت كه در سال 66 در عربستان سعودي شاهد ان بوديم زماني كه به ما حمله ای شد و آنجا نيز اطرافيان مرا مي زدند و البته يك ضربه هم به من خورد . اهر چند که در حادثه روز پنج شنبه ضربه ای به من نخورد . االبته آن حادثه در كشوري بيگانه روي داده بود ولي اينك حادثه ای در كشور خودمان روي مي دهد و بر سر مزار كساني كه به خاطر اعتراض به نتيجه يك انتخابات كشته شده اند و تنها خواسته شان اين بوده كه مي گفتند چرا ما را به انتخابات دعوت كرديد و حالا كه آمده ايم راي ما چه شده است ؟ با مردم برخورد می کنند .
شما كه خود شاهد اين حوادث بوديد چه پيامي را مي توانيد به مسئولان چنين برخوردهايي بدهيد ؟
مي خواهم در اين مصاحبه پيامي را به كساني كه غير از ما فكر مي كنند برسانم . آنها كه فكر مي كنند اگر مردم را ببرند و كتك بزنند و دندان ها و سر و كله شان را بشكنند و تحت شكنجه و آزار انها را بكشنند مي توانند شرايط را آرام كنند . من به اين افراد دلسوزانه هشداري مي دهم و مي گويم كه پنبه غفلت را از ايادي دولت و اطرافيانش از گوششان بيرون آورند و گزارش وضع موجود را به صورت واقعي به مقامات بالا و بزرگان نظام منتقل كنند . اصلا مي گويم كه به حرف ما كه از نظر شما شكست خوردگان انتخابات هستيم و فكر مي كنيد كه به خاطر اين شكستي كه بر ما تحمیل شده است اين گونه حرف مي زنيم توجهي نكيند ، ولي به چاپلوس ها و جيره خواران ، كساني كه اين روزها شلوغ كاري مي كنند و سعي در تخريب چهره برخي از بزرگان نظام دارند ، كساني كه از گرفتن اعتراف ها سخن مي گويند ، كساني كه مي گويند راي صفر بوده است ، اناني كه اعلام مي كنند در اين مدت تنها 30 درصد نيروها را به خيابان ها آورده اند ، اناني كه با هلي كوپترها بر بالاي بازداشت گاهها اعمال قدرت مي كنند و فرمان مي دهند ، دوستاني كه معتقدند به آنها وحي نازل مي شود و يا كساني كه معتقدند من و موسوي در باغ وحش را باز كرده ايم نیز توجهي نكنيد بلكه به حرف صاحبان انديشه و فكر كه در درون حاكميت هستند و از طيف خودتان مي باشند توجه كنيد . فضايي را ايجاد كنيد تا مراجع تقليد ، مدرسين دانشگاه و حوزه ، روحانيت مبارز ، روحانيون معتدل ، ارتشي ها و نيروهاي سپاهي ، صاحبان فكر و انديشه كه حتي برخي از آنها از طيف خودتان هستند حرفشان را بزنند . البته فضايي ايجاد شود كه چنانچه انها حرفي را در انتقاد از وضع موجود زدند فورا انها را وابسته به بيگانه و يا استحاله شده از نظام نخوانيد بلكه به نقد ها دلسوزانه انها گوش فرا دهيد . من امروز مي گويم كه پرونده همه در آينده اي نه چندان دور آشكار خواهد شد و مشخص مي شود كه هر كسي چگونه حرف زده است .
به نظر شما آيا برخوردهاي خشن كه طي اين روزها با مردم شكل گرفته است موجب برقراري آرامش دركشور مي شود و يا به تشديد و ملتهب كردن شرايط كمك مي كند ؟
انچه من در اين روزها شاهد بودم حامل عزم و اراده جدي اقشار مختلف مردم براي احقاق حقشان است . اين مردم هنگامي كه كتك مي خوردند حتي دو انگشت خون آلود خود را بالا مي گيرند و مي گويند به سمت مصلي و به مبارزه ادامه مي دهند . مردم را گرفتن و كتك زدن موجب خاموشي آنها نمي شود شايد عده اي از مردم عقب نشيني كنند ولي اين فشارها فضا را بدتر مي كند و به شكل گيري حوادث ناگواري مي شود . برخي از آقايان فكر كرده اند كه با راه اندازي جنجال و هياهو و صحنه سازي در تلويزيون و كشتار مردم مي توانند شرايط را تغيير دهند . اين مردم ديگر عقب نخواهند نشست من به هر جايي كه مي روم چه عروسي و چه عزا مردم تاكيد مي كنند كه تا اخير ايستاده اند و بنابراين فكر مي كنم كه بهتر است مسئولان با بي تدبيري خود يك چاه ويل را درست نكنند و بنابراين من به دست اندركاراران توصيه مي كنم كه اجاره دهند كه همه منتقدان به وضع موجود در فضايي مناسب حرف هاي خود را بيان كنند . من مطمئن هستم كه با چنين برخوردهايي قضايا پيچيده تر و بغرنج تر مي شود و بنابراين بايد عقلا را جمع كنيد و تدبيري بيانديشيد قبل از آنكه خسارات سنگين تري وارد شود و حيثيت اسلام و روحانيت و جمهوري اسلامي ايران خدشه دار شود . بايد در انديشه راه حل معقولي براي خروج از اين بحران بود . به آقايان توصيه مي كنم كه با يك سخنراني و يا خطبه اي در نماز جمعه و يا ارائه تحليلي در صدا وسيما در حمايت از انها مغرور نشوند بلكه فضايي را ايجاد كنند تا همه دلسوزان نظام حرفهايشان را بزنند .
و حرف آخر مهدي كروبي خطاب به مسئولان چيست ؟
من مي خواهم دوباره همان حرفي را كه روزهاي نه چندان دور گفته بودم تكرار كنم . در سال 68 و پس از فوت حضرت امام (ره) من از جايگاه مديريت قوه مقننه همواره نسبت به انحرافات و انحصارطلبي ها هشدار مي دادم و خطاب به بزرگان مي گفتم كه تا شما خودتان گرفتار نشويد احساس خطر نخواهيد كرد ولي من به شما هشدار مي دهم كه روزي در چنين شرايطي قرار خواهيد گرفت . من اين حرف را به كساني گفتم كه اكنون بخشي از انان اعتراضات خود را به صورت صريح مطرح مي كنند و جمعي ديگر در اعتراض سكوت كرده اند . امروز نيز دوباره تذكر و هشدار مي دهم كه چنانچه نسبت به شرايطي كه پيش آمده توجه نكنيد به سرنوشت همان كساني دچار مي شويد كه روزي به انها تذكر داده بودم و البته اين بار اگر به سرنوشت انان گرفتار شويد ممكن است كه همه منافع و مصلحت ملي را قرباني كنيد .
Tuesday, July 28, 2009
Iran protests...
1. This is part I included in my weblog yesterday, a Persian description of what has happened to one of detainees who got arrested and kept in one of the detention complex in Tehran.
Translation is taken from this link
This is a translation of a note which someone published yesterday. He claims that he has been in a detention camp in south west of Tehran. Here is his observation:
I am not sure how to begin. Please forgive my typos and grammatical errors because I am in a rush and have to leave soon. It's 12:08 AM July 28, 2009.
Today morning, a few of my friends and I, narrowly escaped from a death camp. I am 21 years old and I was arrested about a month ago. I cannot believe I am free and alive right now. My friend and I were riding a motor bike and filming the street rallies using a cell phone when we got stopped and beaten by Basij militias. A woman tried to save us but she received her share of beatings as well. They pushed us into a van which was full of young people like ourselves, all beaten and bruised. After a while, the van took us to a police station, but we were kind of semi conscious that we did not realized where we were. They lined up every one next to a wall and a big guy counted and picked the even numbers and made two groups. That's when I lost contact with my friend and to this moment, I don't know what has happened to him.
They took my group to a camp called Kahrizak. You won't believe that there were over 200 people in single room, all beaten, bruised and wounded. Moaning and groaning could be heard from every corner. "What are they going to do with us? They might send us to a court or prison or something. I am pretty sure that could be better than this." I whispered to myself. There were no room to sit. All the walls were stained with blood.
I was thinking about my friend when I heard some guys crying. Apparently someone died as a result of excessive bleeding. Though, no one could move whereas we were all stuffed into a small room. At that moment, the guards came into the room and broke all the light bulbs and in the absolute darkness started to beat us with batons. They beat anyone who was the closest to them. They beat us for about half an hour and some people went into coma or maybe died.
Later they came back and lighted some flashlights into our faces and said "If you make noises, we will stick these batons up your asses." I couldn't believe what I was seeing. Maybe it was a nightmare. A guy called Suddeque, who apparently was their boss, took the body of a dead or unconscious man and leaned him against the wall and lighted his face with the flashlight. "We have been ordered to kill you all. You must be lucky not to die like this son of a bitch. Until the morning, if you die, you die and if you don't . . ." He said calmly. "You are blasphemists. Do you know what does that mean?" He added. Then he grasped into the hair of a teen-aged boy and asked him "Tell them what does that mean". "I don't know" the boy replied. "Oh yeah you damn do. Tell them, tell them what it means." he said while he was beating the boy. They boy went unconscious after a while. "It means devil, it means wrong doing. That's what it means." He shouted.
We lost 4 more guys in the next few hours. "You got no tooth brush, no toilets, no nothing here. Do whatever you want to do right here. Do you freaking understand?" He shouted again. Everyone there was suffering in some way. Broken hand or leg, swollen eyes, bruised body, open wounds but because of absolute darkness, we couldn't see anything. Later on, they gave us with some dry bread which we gobbled eagerly. After a few days, they released us because of the space problem they had. They had no room for more people, so they released some. I called my family using a stranger's cell phone and they picked me up on the street.
Here are the names of some people who died in there:
Hassan Shaouri (Student)
Reza Fatahi (Student)
Milad (No family name) The one who took him out first night.
Morteza Salah-shour
Morad Aquasi
Mohsen Entezami.
Translation is taken from this link
This is a translation of a note which someone published yesterday. He claims that he has been in a detention camp in south west of Tehran. Here is his observation:
I am not sure how to begin. Please forgive my typos and grammatical errors because I am in a rush and have to leave soon. It's 12:08 AM July 28, 2009.
Today morning, a few of my friends and I, narrowly escaped from a death camp. I am 21 years old and I was arrested about a month ago. I cannot believe I am free and alive right now. My friend and I were riding a motor bike and filming the street rallies using a cell phone when we got stopped and beaten by Basij militias. A woman tried to save us but she received her share of beatings as well. They pushed us into a van which was full of young people like ourselves, all beaten and bruised. After a while, the van took us to a police station, but we were kind of semi conscious that we did not realized where we were. They lined up every one next to a wall and a big guy counted and picked the even numbers and made two groups. That's when I lost contact with my friend and to this moment, I don't know what has happened to him.
They took my group to a camp called Kahrizak. You won't believe that there were over 200 people in single room, all beaten, bruised and wounded. Moaning and groaning could be heard from every corner. "What are they going to do with us? They might send us to a court or prison or something. I am pretty sure that could be better than this." I whispered to myself. There were no room to sit. All the walls were stained with blood.
I was thinking about my friend when I heard some guys crying. Apparently someone died as a result of excessive bleeding. Though, no one could move whereas we were all stuffed into a small room. At that moment, the guards came into the room and broke all the light bulbs and in the absolute darkness started to beat us with batons. They beat anyone who was the closest to them. They beat us for about half an hour and some people went into coma or maybe died.
Later they came back and lighted some flashlights into our faces and said "If you make noises, we will stick these batons up your asses." I couldn't believe what I was seeing. Maybe it was a nightmare. A guy called Suddeque, who apparently was their boss, took the body of a dead or unconscious man and leaned him against the wall and lighted his face with the flashlight. "We have been ordered to kill you all. You must be lucky not to die like this son of a bitch. Until the morning, if you die, you die and if you don't . . ." He said calmly. "You are blasphemists. Do you know what does that mean?" He added. Then he grasped into the hair of a teen-aged boy and asked him "Tell them what does that mean". "I don't know" the boy replied. "Oh yeah you damn do. Tell them, tell them what it means." he said while he was beating the boy. They boy went unconscious after a while. "It means devil, it means wrong doing. That's what it means." He shouted.
We lost 4 more guys in the next few hours. "You got no tooth brush, no toilets, no nothing here. Do whatever you want to do right here. Do you freaking understand?" He shouted again. Everyone there was suffering in some way. Broken hand or leg, swollen eyes, bruised body, open wounds but because of absolute darkness, we couldn't see anything. Later on, they gave us with some dry bread which we gobbled eagerly. After a few days, they released us because of the space problem they had. They had no room for more people, so they released some. I called my family using a stranger's cell phone and they picked me up on the street.
Here are the names of some people who died in there:
Hassan Shaouri (Student)
Reza Fatahi (Student)
Milad (No family name) The one who took him out first night.
Morteza Salah-shour
Morad Aquasi
Mohsen Entezami.
Iran Protests...
1. It has been so many news about those people who got arrested and detained under Iran regime that my eyes and mine are disturbed that I have hard time to think what is right. an example is from this guy who just got recently freed from one of the prisons under plain cloths:
فجایع و کشتار انسانی در اردوگاه کهریزک
نمیدونم از کجا شروع کنم ! اگه از لحاظ انشایی و املایی گزارشی رو که میخوام الان از گوانتاناموی ایران کمپ کهریزک بگم ایراد داشت من رو ببخشید چون خیلی عجله دارم و باید زودتر برم . الان که دارم این رو مینویسم ساعت 8 دقیقه بامداد 6 مرداد ماه هست . من بامداد دیروز 5 مرداد به همراه چند نفر به طرز معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات یافتیم .
و الان از بیمارستان برای مداوای جراحات رسیدم خونه و بلافاصله پای سیستم اومدم و این وبلاگ رو ایجاد کردم
من 18 تیر دستگیر شدم . 21 سال سن دارم . الان که دارم اینو مینویسم باز باورم نمیشه که آزاد شدم . تو تظاهرات 18 تیر که با یکی از دوستام سوار موتور بودیم و دوستم داشت با موبایل فیلمبرداری میکرد توسط چند لباس شخصی مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم . یه زن اومد ما رو از زیر دست اینا نجات بده که اون بیچاره هم کلی زدند . ما رو انداختند توی یه مینی بوسی که پر از آدم کتک خورده و شل و پل بود مثل خود ما . مینی بوس ما رو به یه کلانتری برد . انقدر کتک خورده بودم که نفهمیدم کجا بود . بعد ما رو اونجا کنار دیور چیدند و منو دوستم کنار هم وایسادیم . بعد یه لباس شخصی قوی هیکلی اومد و یکی در میون میکشید بیرون و با تک پا سوار مینی بوسمون کرد و اون لحظه دیگه از دوستم خبر نداشتم و ندارم ما رو به همراه ده ها نفر دیگه به اردوگاه کهریزک بردند . باور نمیکنید حداقل اون اتاقی که ما رو بردند 200 نفر بودند . همه زخمی و باتوم خورده . صدای ناله همه جا رو فرا گرفته بود . با خودم گفتم اینا میخوان چی به سرمون بیارن . شاید فردا بریم دادسرایی . زندانی . اونجا حداقل از اینجا بهتره . اصلا جا نبود که بشینی . تمام در و دیوار خون بود .
به فکر دوستم بودم آخه اون از بچه هایی نبود که بتونه این جور جاها رو تحمل کنه . تو این اوضاع و احوال کسانی که تو اتاق بودند شروع به گریه و زاری و ناله کردن و گفتن 1 نفر مرده . صدا از ته اتاق میومد ولی شاید باورتون نشه همه به هم چسبیده بودیم و نمیتونستیم تکون بخوریم . نگهبانای لباس شخصی اومدن تو و لامپارو شکوندن در تاریکی مطلق شروع کردن زدن . هر کی جلو دستشون بود میزدن . نیم ساعت حسابی کتک زدن . چند نفر از شدت کتک خوردن به کما رفتن شاید هم مردن .
بعدش چند تا چراغ قوه روشن کردن وانداختند تو صورت ما ها گفتند اگه صداتون دراد این باتوم ها رو میکنیم ….. باورم نمیشد . فکر میکردم دارم کابوس میبینم
صادق که انگار ارشدشون بود جنازه اون کسی رو که مرده بود رو برداشت و تکیه جنازه رو داد به دیور چراغ قوه رو انداخت رو صورتش گفت ما حکم کشتن شما رو داریم . پس شانس بیارید و مثل این مادر … ( به مرده ) نمیرید . هیچ صداتون رو در نمیارید . تا صبح اگه زنده موندید موندید . اگه نمردید که …
گفت شما محاربه هستید . میدونید محاربه یعنی چی . یه نفر از اون جلو که پسری بود حدود 16 . 17 سال سن داشت گردنش رو گرفت به اینا بگو محاربه یعنی چی ! گفت نمیدونم . گفت غلط کردی ندونی ! شروع کرد به زدنش گفت بگو . بگو بگو . اونقدر زدش که از حال رفت . میگفت یعنی شیطان . یعنی خطا کار . انقدر زدش که چند نفر شدیدا اعتراض کردن . که اونها هم در حد مرگ کتک خوردن .
تو اون اتاق ما تا صبح حداقل 4 نفر کشته شدن
صادق نعره کشی و گفت اینجا از توالت فرنگی و مسواک و اینا خبری نیست همینجا کاراتون رو میکنید !!! . شیر فهم شدید ؟
هیچ آدم سالمی بین ما نبود و همه خون یا رو صورتشون لخته زده بود مثل من . یا چشمشون باد کرده بود مثل من . یا مثل خیلیا دست پاشون شکسته بود . به دلیل تاریکی مطلق من خیلیها را نتونستم ببینم
وقتی که در رو باز میکردند با دیدن نور چشممون شدیدا احساس ناراحتی عجیبی میکرد . فردای اون روز و روزهای دیگه رو به بدنرین شکل که توضیحش زمان بسیار میخواهد گذروندیم . به ما برای اینکه از گرسنگی نمیریم هر روز که نمیدانیم شب بود یا روز بود ! یک گونی ته مانده غذا که آن را با اشتیاق میخوردیم به ما میدانند . که داخلش تکه های نان . سبزی . برنج بود میدادند . که شخصی بین ما بود بنام دکتر زارع که میگفت یک پزشک است و مسئول تقسیم غذا بود . من ایشان و تعداد زیادی از هم بندانمان را که چند روز بود فقط صدای آنها را میشندم از صدا میشناختم تا اینکه بعد از چند روز صادق آمد و چند لامپ با خود آورد و ما را بعد از چند روز به محوطه کمپ برد . واااااای برا ما یک حس آزادی بود . آسمان ابی و نور خورشید برای ما تازگی داشت . ( در ضمن این را بگم که بخاطر این ما را به محوطه آوردند که کثافتها و مدفوع خود را از اتاق بیرون بریزیم ) معذرت میخوام که اینطور مینویسم ولی تا چند وقت دیگه که بقیه هم از زندان آزاد بشن بخصوص کمپ کهریزک اونها بهتر واستون توضیح میدن و مطمئن هستم این کمپ در بعضی موارد دست گوانتانامو و ابوغریب را طی این چند روز از پشت بسته . به هر حال به گفته نوچه های صادق ما جزو اولین کسانی بودیم که بدون دادگاهی ! بامداد دیروز به خاطر شلوغی بیش از حد کمپ به بیرون انداختند . و ما را تهدید کردند که اگر جایی حرفی بزنیم ما را به قتل میرسانند . من بلافاصله با خانواده ام نیمه شب دیشب با موبایل یک عابر تماس گرفتم و اونها به سراغم آمدند . طعم آزادی خیلی شیرین است . اما به یاد داشته باشید که الان هزاران نفر تو اردوگاه کهریزک بدترین شرایط رو میگذرونن .
در ضمن اسامی چند نفر رو که تو این مدت جان خودشون رو فقط تو کمپ ما از دست دادن و من حفظ کردم رو میگم . در ضمن اگر این حیوان صفتها اینها رو به بیمارستان میبردند شاید الان زنده بودند
حسن شاپوری ( دانشجو )
زضا فتاحی ( دانشجو )
میلاد فاقد فامیلی ( اون پسره 16. 17 ساله که توسط صادق شب اول به باد مشت و لگد گرفته شد و به کما رفت و اون رو با خودشون بردند . ولی دکتر هم بند ما و به قولی ارشد ما گفت اون از گوش و دهنش خون اومده و متاسفانه مرده )
مرتضی سلحشور
مراد آقاسی
محسن انتظامی
در ضمن اسامی تعداد زیادی از بازداشت شده ها رو تو کمپ خودمون دارم که اون رو هم تو این وبلاگ تا چند روز آینده میگم
خدایا ما رو از شر اینا راحت کن
باورم نمیشه که 24 ساعت پیش کجا بودم
خدایا همه ایرانیها و آزادیخواهان رو هر چه سریعتر نجات بده
در ضمن احتمال میدم با تغییراتی که تو کمپ کهریزک پیش اومده اون بازداشتگاهی که رهبر فاسد قراره تعطیلش کنه همین کهریزکه . چون خیلی ها توش کشته شدند
رضا یاوری ( نام مستعار من )
6 مرداد ماه ساعت 1:10 دقیقه بامداد
به امید آزادی دربندان کهریزک
2. Recent message of Mir Hossein:
موسوی: نمی شود ایران را به زندان ۷۰ میلیون نفری تبدیل کرد
میرحسین موسوی، نامزد اصلاح طلب و معترض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از مردم این کشور دعوت کرده است که به اعتراض های مدنی خود ادامه دهند و گفته که مناسبت های مذهبی فرصتی برای "نهضت سبز" است.
هرچند او مستقیما خواستار تظاهرات خیابانی نشده اما سخنرانی تازه آقای موسوی می تواند نشانه آن باشد که او بار دیگر سعی دارد رهبری اعتراضات به نتایج انتخابات و آنچه خشونت های غیرقابل توجیه پس از آن می داند را به عهده گیرد. دولت و رهبر ایران اتهام تقلب در انتخابات را رد می کنند و در مقابل مخالفان را به بی قانونی و خط گرفتن از بیگانگان متهم کرده اند.
به گزارش سایت "قلم نیوز" وابسته به آقای موسوی او با اشاره به نزدیک شدن ماه شعبان و اعیاد این ماه، آن را "نعمتی برای نهضت سبز" خواند.
وی گفت: "این مهمترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبتها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند."
او با اشاره به تعدد این مناسبت ها افزود: "ما میتوانیم هر روز برنامهای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم."
آقای موسوی گفته است که کشور نمی تواند تبدیل به یک زندان شود که ۷۰ میلیون نفر در آن زندانی شوند. آقای موسوی روز دوشنبه پنجم مرداد در انجمن اسلامی معلمان ایران سخنرانی کرده است.
او با انتقاد از شرایط حاکم بر این کشور از جمله فاجعه بار خواندن "قتلها و دستگیریها" گفته است: "ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبوده ایم. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب میشوند یادآور میشوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند، مردم از چنین جنایتهایی نخواهند گذشت."
مهمترین مسئله این است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، از تمام مناسبتهای مذهبی ماه شعبان با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند
میرحسین موسوی
آقای موسوی گفت"مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمیکشند و از این فجایع گریه نمیکنند؟..... اینها همه کشور را سیاه میکنند. اینها دل همه ما را سیاه میکنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران میکند و همه ما را به جهنم می برند."
آقای موسوی خطاب به مسئولان ایرانی گفته است: "حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشتهاید، آنها اذیت شدهاند و زجرکشیدهاند، لااقل جنازههای آنها را بدهید و به خانوادههای آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد، چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه میشوند؟ اینها را برگردانید به خانوادههایشان. چرا اینقدر مردم را آزار میدهید؟.....چرا مردم را تحقیر میکنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند."
آقای موسوی همچنین گفته است: "من نسبت به این اعتراضها خوشحالم زیرا این اعتراضها نشان دهنده سلامت ملت ماست. مردم ما راضی به جنایت نیستند، راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانهها و ماشینهای مردم حمله کنند، نیستند. این عدم رضایت نشان دهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسئولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایتها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند."
"نمیشود سر مردم را شیره مالید"
آقای موسوی خطاب به حاضران در محل سخنرانی اش گفته است: "[ما را] متهم میکنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده میکنید، ما میخواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم."
وی گفت: "شما [خطاب به مخالفان] ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیریها از ابتدا تا انتهای آن می توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافی است آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین [محسن] روح الامینی، [سهراب] اعرابی یا [ندا] آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد."
اشاره آقای موسوی به شماری از شهروندان ایرانی است که در جریان اعتراض ها و وقایع پس از انتخابات، دستگیر و در پی بازداشت کشته شدند.
آقای موسوی گفته است: "ما چنین نظامی را نمیخواستیم، آیا ما نظامی را میخواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانههای دانشجویان و مردم را ویران و ماشینهای آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگانهای موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند اینها به ما ربطی ندارند؛ اینها از کجا آمدهاند آیا از کره مریخ آمدهاند؟ وقتی قتلی رخ میدهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آنوقت دهها و صدها نفری که این جنایتها را مرتکب شدهاند را نمیتوانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور میکند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟"
درخواست تلاوت قرآن در مصلی تهران
آقای موسوی درخواست خود را برای برگزاری مراسم یادبود جانباختگان حوادث اخیر ایران که چند روز پیش از این به شکل رسمی مطرح شده بود، تکرار کرده است.
او با اشاره به درخواست برگزاری مراسم یابود در مصلی تهران گفته است: "با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم، ما نمیخواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط میخواهیم از مصلایی که با هزینههای صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفادهای کنیم، همان ۱۳ میلیونی که شما میگویید، اینها هم حقی دارند نسبت به این مصلی که از پول آنها ساخته شده.....اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم."
آقای موسوی در یکی از مناظره ها در جریان مبازرات انتخاباتی اش خود را فردی انقلابی معرفی کرد که با "احساس نگرانی" و برای جلوگیری از وارد شدن خسارت های بیشتر به ایران کار فرهنگی را رها کرده و پس از ۲۰ سال وارد رقابت های انتخاباتی شده است.
فجایع و کشتار انسانی در اردوگاه کهریزک
نمیدونم از کجا شروع کنم ! اگه از لحاظ انشایی و املایی گزارشی رو که میخوام الان از گوانتاناموی ایران کمپ کهریزک بگم ایراد داشت من رو ببخشید چون خیلی عجله دارم و باید زودتر برم . الان که دارم این رو مینویسم ساعت 8 دقیقه بامداد 6 مرداد ماه هست . من بامداد دیروز 5 مرداد به همراه چند نفر به طرز معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات یافتیم .
و الان از بیمارستان برای مداوای جراحات رسیدم خونه و بلافاصله پای سیستم اومدم و این وبلاگ رو ایجاد کردم
من 18 تیر دستگیر شدم . 21 سال سن دارم . الان که دارم اینو مینویسم باز باورم نمیشه که آزاد شدم . تو تظاهرات 18 تیر که با یکی از دوستام سوار موتور بودیم و دوستم داشت با موبایل فیلمبرداری میکرد توسط چند لباس شخصی مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم . یه زن اومد ما رو از زیر دست اینا نجات بده که اون بیچاره هم کلی زدند . ما رو انداختند توی یه مینی بوسی که پر از آدم کتک خورده و شل و پل بود مثل خود ما . مینی بوس ما رو به یه کلانتری برد . انقدر کتک خورده بودم که نفهمیدم کجا بود . بعد ما رو اونجا کنار دیور چیدند و منو دوستم کنار هم وایسادیم . بعد یه لباس شخصی قوی هیکلی اومد و یکی در میون میکشید بیرون و با تک پا سوار مینی بوسمون کرد و اون لحظه دیگه از دوستم خبر نداشتم و ندارم ما رو به همراه ده ها نفر دیگه به اردوگاه کهریزک بردند . باور نمیکنید حداقل اون اتاقی که ما رو بردند 200 نفر بودند . همه زخمی و باتوم خورده . صدای ناله همه جا رو فرا گرفته بود . با خودم گفتم اینا میخوان چی به سرمون بیارن . شاید فردا بریم دادسرایی . زندانی . اونجا حداقل از اینجا بهتره . اصلا جا نبود که بشینی . تمام در و دیوار خون بود .
به فکر دوستم بودم آخه اون از بچه هایی نبود که بتونه این جور جاها رو تحمل کنه . تو این اوضاع و احوال کسانی که تو اتاق بودند شروع به گریه و زاری و ناله کردن و گفتن 1 نفر مرده . صدا از ته اتاق میومد ولی شاید باورتون نشه همه به هم چسبیده بودیم و نمیتونستیم تکون بخوریم . نگهبانای لباس شخصی اومدن تو و لامپارو شکوندن در تاریکی مطلق شروع کردن زدن . هر کی جلو دستشون بود میزدن . نیم ساعت حسابی کتک زدن . چند نفر از شدت کتک خوردن به کما رفتن شاید هم مردن .
بعدش چند تا چراغ قوه روشن کردن وانداختند تو صورت ما ها گفتند اگه صداتون دراد این باتوم ها رو میکنیم ….. باورم نمیشد . فکر میکردم دارم کابوس میبینم
صادق که انگار ارشدشون بود جنازه اون کسی رو که مرده بود رو برداشت و تکیه جنازه رو داد به دیور چراغ قوه رو انداخت رو صورتش گفت ما حکم کشتن شما رو داریم . پس شانس بیارید و مثل این مادر … ( به مرده ) نمیرید . هیچ صداتون رو در نمیارید . تا صبح اگه زنده موندید موندید . اگه نمردید که …
گفت شما محاربه هستید . میدونید محاربه یعنی چی . یه نفر از اون جلو که پسری بود حدود 16 . 17 سال سن داشت گردنش رو گرفت به اینا بگو محاربه یعنی چی ! گفت نمیدونم . گفت غلط کردی ندونی ! شروع کرد به زدنش گفت بگو . بگو بگو . اونقدر زدش که از حال رفت . میگفت یعنی شیطان . یعنی خطا کار . انقدر زدش که چند نفر شدیدا اعتراض کردن . که اونها هم در حد مرگ کتک خوردن .
تو اون اتاق ما تا صبح حداقل 4 نفر کشته شدن
صادق نعره کشی و گفت اینجا از توالت فرنگی و مسواک و اینا خبری نیست همینجا کاراتون رو میکنید !!! . شیر فهم شدید ؟
هیچ آدم سالمی بین ما نبود و همه خون یا رو صورتشون لخته زده بود مثل من . یا چشمشون باد کرده بود مثل من . یا مثل خیلیا دست پاشون شکسته بود . به دلیل تاریکی مطلق من خیلیها را نتونستم ببینم
وقتی که در رو باز میکردند با دیدن نور چشممون شدیدا احساس ناراحتی عجیبی میکرد . فردای اون روز و روزهای دیگه رو به بدنرین شکل که توضیحش زمان بسیار میخواهد گذروندیم . به ما برای اینکه از گرسنگی نمیریم هر روز که نمیدانیم شب بود یا روز بود ! یک گونی ته مانده غذا که آن را با اشتیاق میخوردیم به ما میدانند . که داخلش تکه های نان . سبزی . برنج بود میدادند . که شخصی بین ما بود بنام دکتر زارع که میگفت یک پزشک است و مسئول تقسیم غذا بود . من ایشان و تعداد زیادی از هم بندانمان را که چند روز بود فقط صدای آنها را میشندم از صدا میشناختم تا اینکه بعد از چند روز صادق آمد و چند لامپ با خود آورد و ما را بعد از چند روز به محوطه کمپ برد . واااااای برا ما یک حس آزادی بود . آسمان ابی و نور خورشید برای ما تازگی داشت . ( در ضمن این را بگم که بخاطر این ما را به محوطه آوردند که کثافتها و مدفوع خود را از اتاق بیرون بریزیم ) معذرت میخوام که اینطور مینویسم ولی تا چند وقت دیگه که بقیه هم از زندان آزاد بشن بخصوص کمپ کهریزک اونها بهتر واستون توضیح میدن و مطمئن هستم این کمپ در بعضی موارد دست گوانتانامو و ابوغریب را طی این چند روز از پشت بسته . به هر حال به گفته نوچه های صادق ما جزو اولین کسانی بودیم که بدون دادگاهی ! بامداد دیروز به خاطر شلوغی بیش از حد کمپ به بیرون انداختند . و ما را تهدید کردند که اگر جایی حرفی بزنیم ما را به قتل میرسانند . من بلافاصله با خانواده ام نیمه شب دیشب با موبایل یک عابر تماس گرفتم و اونها به سراغم آمدند . طعم آزادی خیلی شیرین است . اما به یاد داشته باشید که الان هزاران نفر تو اردوگاه کهریزک بدترین شرایط رو میگذرونن .
در ضمن اسامی چند نفر رو که تو این مدت جان خودشون رو فقط تو کمپ ما از دست دادن و من حفظ کردم رو میگم . در ضمن اگر این حیوان صفتها اینها رو به بیمارستان میبردند شاید الان زنده بودند
حسن شاپوری ( دانشجو )
زضا فتاحی ( دانشجو )
میلاد فاقد فامیلی ( اون پسره 16. 17 ساله که توسط صادق شب اول به باد مشت و لگد گرفته شد و به کما رفت و اون رو با خودشون بردند . ولی دکتر هم بند ما و به قولی ارشد ما گفت اون از گوش و دهنش خون اومده و متاسفانه مرده )
مرتضی سلحشور
مراد آقاسی
محسن انتظامی
در ضمن اسامی تعداد زیادی از بازداشت شده ها رو تو کمپ خودمون دارم که اون رو هم تو این وبلاگ تا چند روز آینده میگم
خدایا ما رو از شر اینا راحت کن
باورم نمیشه که 24 ساعت پیش کجا بودم
خدایا همه ایرانیها و آزادیخواهان رو هر چه سریعتر نجات بده
در ضمن احتمال میدم با تغییراتی که تو کمپ کهریزک پیش اومده اون بازداشتگاهی که رهبر فاسد قراره تعطیلش کنه همین کهریزکه . چون خیلی ها توش کشته شدند
رضا یاوری ( نام مستعار من )
6 مرداد ماه ساعت 1:10 دقیقه بامداد
به امید آزادی دربندان کهریزک
2. Recent message of Mir Hossein:
موسوی: نمی شود ایران را به زندان ۷۰ میلیون نفری تبدیل کرد
میرحسین موسوی، نامزد اصلاح طلب و معترض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از مردم این کشور دعوت کرده است که به اعتراض های مدنی خود ادامه دهند و گفته که مناسبت های مذهبی فرصتی برای "نهضت سبز" است.
هرچند او مستقیما خواستار تظاهرات خیابانی نشده اما سخنرانی تازه آقای موسوی می تواند نشانه آن باشد که او بار دیگر سعی دارد رهبری اعتراضات به نتایج انتخابات و آنچه خشونت های غیرقابل توجیه پس از آن می داند را به عهده گیرد. دولت و رهبر ایران اتهام تقلب در انتخابات را رد می کنند و در مقابل مخالفان را به بی قانونی و خط گرفتن از بیگانگان متهم کرده اند.
به گزارش سایت "قلم نیوز" وابسته به آقای موسوی او با اشاره به نزدیک شدن ماه شعبان و اعیاد این ماه، آن را "نعمتی برای نهضت سبز" خواند.
وی گفت: "این مهمترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبتها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند."
او با اشاره به تعدد این مناسبت ها افزود: "ما میتوانیم هر روز برنامهای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم."
آقای موسوی گفته است که کشور نمی تواند تبدیل به یک زندان شود که ۷۰ میلیون نفر در آن زندانی شوند. آقای موسوی روز دوشنبه پنجم مرداد در انجمن اسلامی معلمان ایران سخنرانی کرده است.
او با انتقاد از شرایط حاکم بر این کشور از جمله فاجعه بار خواندن "قتلها و دستگیریها" گفته است: "ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبوده ایم. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب میشوند یادآور میشوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند، مردم از چنین جنایتهایی نخواهند گذشت."
مهمترین مسئله این است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، از تمام مناسبتهای مذهبی ماه شعبان با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند
میرحسین موسوی
آقای موسوی گفت"مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمیکشند و از این فجایع گریه نمیکنند؟..... اینها همه کشور را سیاه میکنند. اینها دل همه ما را سیاه میکنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران میکند و همه ما را به جهنم می برند."
آقای موسوی خطاب به مسئولان ایرانی گفته است: "حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشتهاید، آنها اذیت شدهاند و زجرکشیدهاند، لااقل جنازههای آنها را بدهید و به خانوادههای آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد، چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه میشوند؟ اینها را برگردانید به خانوادههایشان. چرا اینقدر مردم را آزار میدهید؟.....چرا مردم را تحقیر میکنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند."
آقای موسوی همچنین گفته است: "من نسبت به این اعتراضها خوشحالم زیرا این اعتراضها نشان دهنده سلامت ملت ماست. مردم ما راضی به جنایت نیستند، راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانهها و ماشینهای مردم حمله کنند، نیستند. این عدم رضایت نشان دهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسئولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایتها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند."
"نمیشود سر مردم را شیره مالید"
آقای موسوی خطاب به حاضران در محل سخنرانی اش گفته است: "[ما را] متهم میکنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده میکنید، ما میخواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم."
وی گفت: "شما [خطاب به مخالفان] ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیریها از ابتدا تا انتهای آن می توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافی است آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین [محسن] روح الامینی، [سهراب] اعرابی یا [ندا] آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد."
اشاره آقای موسوی به شماری از شهروندان ایرانی است که در جریان اعتراض ها و وقایع پس از انتخابات، دستگیر و در پی بازداشت کشته شدند.
آقای موسوی گفته است: "ما چنین نظامی را نمیخواستیم، آیا ما نظامی را میخواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانههای دانشجویان و مردم را ویران و ماشینهای آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگانهای موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند اینها به ما ربطی ندارند؛ اینها از کجا آمدهاند آیا از کره مریخ آمدهاند؟ وقتی قتلی رخ میدهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آنوقت دهها و صدها نفری که این جنایتها را مرتکب شدهاند را نمیتوانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور میکند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟"
درخواست تلاوت قرآن در مصلی تهران
آقای موسوی درخواست خود را برای برگزاری مراسم یادبود جانباختگان حوادث اخیر ایران که چند روز پیش از این به شکل رسمی مطرح شده بود، تکرار کرده است.
او با اشاره به درخواست برگزاری مراسم یابود در مصلی تهران گفته است: "با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم، ما نمیخواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط میخواهیم از مصلایی که با هزینههای صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفادهای کنیم، همان ۱۳ میلیونی که شما میگویید، اینها هم حقی دارند نسبت به این مصلی که از پول آنها ساخته شده.....اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم."
آقای موسوی در یکی از مناظره ها در جریان مبازرات انتخاباتی اش خود را فردی انقلابی معرفی کرد که با "احساس نگرانی" و برای جلوگیری از وارد شدن خسارت های بیشتر به ایران کار فرهنگی را رها کرده و پس از ۲۰ سال وارد رقابت های انتخاباتی شده است.
Friday, July 10, 2009
Iran Protests...
1. KAR KAR Englisa ast. It seems BBC Persian TV has got something from Iranian government that their Persian programs have reduced to almost none about Irans protests. They are also taking side of Iran government alot compare to past.
CNN seems to be more spending time covering Iran news. CNN photos of protests events
2. Latest from New York Times middle east of today's protest 18th of Tir 1388.
3. BBC Persian web page reports:
با وجود تلاش نیروهای امنیتی برای ممانعت از برگزاری تجمع معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سالگرد حادثه ۱۸ تیر، تجمع هایی در میدان انقلاب، خیابان انقلاب، خیابان کارگر، بلوار کشاورز، خیابان فلسطین و برخی نقاط دیگر تهران برگزار شده و اخباری درباره شلیک گاز اشک آور به سمت معترضان و تیراندازی هوایی توسط مأموران دولتی منتشر شده است.
این اعتراض ها چهار هفته پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در حالی صورت گرفته است که مقامات سیاسی و انتظامی این کشور هشدار داده بودند با هر تجمعی "به شدت" برخورد خواهند کرد.
گزارش ها از تهران حاکی است که تجمع معترضان در مواردی به درگیری با نیروهای امنیتی انجامیده و به گزارش خبرگزاری رویترز، پلیس در بعضی مناطق مجبور شده است برای متفرق کردن جمعیت به تیراندازی هوایی اقدام کند.
بر اساس اخبار دریافتی نقاط مختلفی از شهر تهران، از جمله خیابان کارگر و نزدیکی میدان انقلاب، صحنه وقوع تجمع های اعتراضی بوده و خبرگزاری رویترز، درگیری های پیش آمده را شدیدترین درگیری ها از زمان توقف اعتراضهای عمومی در تهران توصیف کرده است.
خبرگزاری فرانسه از شکسته شدن شیشه های یک بانک دولتی در جریان اعتراض ها خبر داد و نوشت مأموران انتظامی پلاک بعضی اتومبیل ها را که رانندگانشان بوق می زدند ضبط می کرده اند.
به گفته یک شاهد عینی، غرب میدان انقلاب تهران و کوچه های خیابان جمالزاده و خیابان آزادی محل تجمع تعداد زیادی از معترضان بود که برای حرکت به سمت میدان انقلاب تلاش می کردند.
اما به گفته این منبع هجوم افراد معترض به سمت میدان انقلاب با پرتاب گاز اشک آور از سوی نیروهای امنیتی مواجه شد و آنها پس از تجمع دوباره به کوچه های اطراف رانده شدند.
فیلم های منتشر شده از درگیری های 18 تیر
گزارش شده که عده ای از معترضان توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده اند، اما هنوز تعداد دقیق دستگیر شدگان مشخص نیست.
دلیل تجمع در غرب میدان انقلاب، حضور گسترده و تلاش نیروهای امنیتی برای در اختیار گرفتن کنترل مناطق شرقی این میدان بود که دانشگاه تهران در آنجا قرار دارد.
گزارش هایی مبنی بر قطع خدمات تلفن همراه در برخی مناطق تهران نیز مخابره شده است.
یکی از تصاویری که از طریق سایت یوتیوب منتشر شده، معترضان را در بلوار کشاورز، مقابل ساختمان وزارت کشاورزی نشان می دهد که شمار زیاد آنها باعث توقف ترافیک به سمت خیابان کارگر شده است.
صدا
* اظهارات یک شاهد عینی از حوادث 18 تیر 1388
معترضان در این ویدئو از ممانعت نیروهای امنیتی از حرکت تظاهرکنندگان به سمت میدان انقلاب سخن می گویند.
رویترز همچنین به نقل از یک شاهد عینی دیگر از گردهم آیی "گروهی از اصلاح طلبان" مقابل دفتر سازمان ملل متحد در شمال تهران خبر داد.
آخرین بار، تهران حدود یازده روز قبل و در مراسمی که به مناسبت سالروز حادثه بمبگذاری هفتم تیر برگزار شد، صحنه برگزاری تجمعی از معترضان به نتیجه انتخابات بود.
با فرا رسیدن شب، از شدت اعتراض های خیابانی کاسته شده و شعار "الله اکبر" از بام خانه های تهران شنیده می شود.
ممانعت از تجمع مقابل دانشگاه تهران
منابع مختلف بعد از ظهر روز پنجشنبه نهم ژوئیه از حرکت گروهی از معترضان به سمت دانشگاه تهران خبر دادند که شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر داده بودند.
شبکه سی ان ان شمار معترضان در اطراف میدان انقلاب را بین دو تا سه هزار نفر برآورد کرد.
خبرگزارش آسوشیتدپرس در گزارش خود نوشته که این اعتراض ها در شرایطی انجام شد که شمار زیادی از مأموران انتظامی در کنار لباس شخصی ها و اعضای بسیج در چهار راه های مختلف خیابان انقلاب در مرکز تهران مستقر شده بودند.
این خبرگزاری عنوان کرده است که تظاهر کنندگان که ماسک های سبز به صورت داشتند مقابل در اصلی دانشگاه تهران متوقف شدند و شروع به شعار دادن کردند که با واکنش پلیس مواجه شدند.
یک شاهد عینی دیگر از حمله نیروهای امنیتی به حاضران در خیابان کارگر خبر داد و علاوه بر تایید ضرب و شتم معترضان و عابران از سوی این نیروها، گفت که برخی از افراد که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند دستگیر شدند.
این شاهد عینی همچنین از مسدود شدن کلیه خیابان های منتهی به میدان انقلاب از سوی نیروهای انتظامی خبر داد.
خبرگزاری رویترز هم گزارش داد که نیروهای لباس شخصی سوار بر موتورسیکلت در اطراف دانشگاه تهران مشغول گشت زنی بوده اند.
آسوشیتدپرس از تجمع صدها تظاهر کننده در میدان ولیعصر تهران خبر داده است که با وجود شلیک گاز اشک آور از سوی نیروهای انتظامی، دوباره جمع شدند.
عکسی منتشر شده از حرکت معترضان به سمت دانشگاه تهران
خبرگزاری فرانسه که پیش از آغاز ناآرامی ها فضای منطقه اطراف میدان انقلاب را پر تنش و متاثر از حضور نیروهای ضدشورش توصیف کرده بود، مدتی بعد از شلیک گاز اشک آور به سمت معترضان و تلاش نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان خبر داد.
خبرگزاری رویترز هم از زبان یک شاهد عینی از شعار دادن تجمع کنندگان در حمایت از میرحسین موسوی خبر داده است.
رویترز به نقل از دیگر شاهدان عینی اعلام کرد نیروهای امنیتی در بعضی میادین دیگر شهر تهران هم حضوری گسترده داشته اند.
این تجمع در شرایطی رخ داد که اسماعیل احمدی مقدم، رئیس نیروی انتظامی ایران یک روز قبل اعلام کرد درخواستی برای برگزاری تجمع یادبود حوادث ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دریافت نشده و هشدار داد پلیس با هرگونه تجمع به شدت برخورد خواهد کرد.
۱۰ سال پیش در روز هجدهم تیر سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به تعطیلی روزنامه اصلاح طلب "سلام"، نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند که به پنج روز ناآرامی منجر شد.
CNN seems to be more spending time covering Iran news. CNN photos of protests events
2. Latest from New York Times middle east of today's protest 18th of Tir 1388.
3. BBC Persian web page reports:
با وجود تلاش نیروهای امنیتی برای ممانعت از برگزاری تجمع معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سالگرد حادثه ۱۸ تیر، تجمع هایی در میدان انقلاب، خیابان انقلاب، خیابان کارگر، بلوار کشاورز، خیابان فلسطین و برخی نقاط دیگر تهران برگزار شده و اخباری درباره شلیک گاز اشک آور به سمت معترضان و تیراندازی هوایی توسط مأموران دولتی منتشر شده است.
این اعتراض ها چهار هفته پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در حالی صورت گرفته است که مقامات سیاسی و انتظامی این کشور هشدار داده بودند با هر تجمعی "به شدت" برخورد خواهند کرد.
گزارش ها از تهران حاکی است که تجمع معترضان در مواردی به درگیری با نیروهای امنیتی انجامیده و به گزارش خبرگزاری رویترز، پلیس در بعضی مناطق مجبور شده است برای متفرق کردن جمعیت به تیراندازی هوایی اقدام کند.
بر اساس اخبار دریافتی نقاط مختلفی از شهر تهران، از جمله خیابان کارگر و نزدیکی میدان انقلاب، صحنه وقوع تجمع های اعتراضی بوده و خبرگزاری رویترز، درگیری های پیش آمده را شدیدترین درگیری ها از زمان توقف اعتراضهای عمومی در تهران توصیف کرده است.
خبرگزاری فرانسه از شکسته شدن شیشه های یک بانک دولتی در جریان اعتراض ها خبر داد و نوشت مأموران انتظامی پلاک بعضی اتومبیل ها را که رانندگانشان بوق می زدند ضبط می کرده اند.
به گفته یک شاهد عینی، غرب میدان انقلاب تهران و کوچه های خیابان جمالزاده و خیابان آزادی محل تجمع تعداد زیادی از معترضان بود که برای حرکت به سمت میدان انقلاب تلاش می کردند.
اما به گفته این منبع هجوم افراد معترض به سمت میدان انقلاب با پرتاب گاز اشک آور از سوی نیروهای امنیتی مواجه شد و آنها پس از تجمع دوباره به کوچه های اطراف رانده شدند.
فیلم های منتشر شده از درگیری های 18 تیر
گزارش شده که عده ای از معترضان توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده اند، اما هنوز تعداد دقیق دستگیر شدگان مشخص نیست.
دلیل تجمع در غرب میدان انقلاب، حضور گسترده و تلاش نیروهای امنیتی برای در اختیار گرفتن کنترل مناطق شرقی این میدان بود که دانشگاه تهران در آنجا قرار دارد.
گزارش هایی مبنی بر قطع خدمات تلفن همراه در برخی مناطق تهران نیز مخابره شده است.
یکی از تصاویری که از طریق سایت یوتیوب منتشر شده، معترضان را در بلوار کشاورز، مقابل ساختمان وزارت کشاورزی نشان می دهد که شمار زیاد آنها باعث توقف ترافیک به سمت خیابان کارگر شده است.
صدا
* اظهارات یک شاهد عینی از حوادث 18 تیر 1388
معترضان در این ویدئو از ممانعت نیروهای امنیتی از حرکت تظاهرکنندگان به سمت میدان انقلاب سخن می گویند.
رویترز همچنین به نقل از یک شاهد عینی دیگر از گردهم آیی "گروهی از اصلاح طلبان" مقابل دفتر سازمان ملل متحد در شمال تهران خبر داد.
آخرین بار، تهران حدود یازده روز قبل و در مراسمی که به مناسبت سالروز حادثه بمبگذاری هفتم تیر برگزار شد، صحنه برگزاری تجمعی از معترضان به نتیجه انتخابات بود.
با فرا رسیدن شب، از شدت اعتراض های خیابانی کاسته شده و شعار "الله اکبر" از بام خانه های تهران شنیده می شود.
ممانعت از تجمع مقابل دانشگاه تهران
منابع مختلف بعد از ظهر روز پنجشنبه نهم ژوئیه از حرکت گروهی از معترضان به سمت دانشگاه تهران خبر دادند که شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر داده بودند.
شبکه سی ان ان شمار معترضان در اطراف میدان انقلاب را بین دو تا سه هزار نفر برآورد کرد.
خبرگزارش آسوشیتدپرس در گزارش خود نوشته که این اعتراض ها در شرایطی انجام شد که شمار زیادی از مأموران انتظامی در کنار لباس شخصی ها و اعضای بسیج در چهار راه های مختلف خیابان انقلاب در مرکز تهران مستقر شده بودند.
این خبرگزاری عنوان کرده است که تظاهر کنندگان که ماسک های سبز به صورت داشتند مقابل در اصلی دانشگاه تهران متوقف شدند و شروع به شعار دادن کردند که با واکنش پلیس مواجه شدند.
یک شاهد عینی دیگر از حمله نیروهای امنیتی به حاضران در خیابان کارگر خبر داد و علاوه بر تایید ضرب و شتم معترضان و عابران از سوی این نیروها، گفت که برخی از افراد که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند دستگیر شدند.
این شاهد عینی همچنین از مسدود شدن کلیه خیابان های منتهی به میدان انقلاب از سوی نیروهای انتظامی خبر داد.
خبرگزاری رویترز هم گزارش داد که نیروهای لباس شخصی سوار بر موتورسیکلت در اطراف دانشگاه تهران مشغول گشت زنی بوده اند.
آسوشیتدپرس از تجمع صدها تظاهر کننده در میدان ولیعصر تهران خبر داده است که با وجود شلیک گاز اشک آور از سوی نیروهای انتظامی، دوباره جمع شدند.
عکسی منتشر شده از حرکت معترضان به سمت دانشگاه تهران
خبرگزاری فرانسه که پیش از آغاز ناآرامی ها فضای منطقه اطراف میدان انقلاب را پر تنش و متاثر از حضور نیروهای ضدشورش توصیف کرده بود، مدتی بعد از شلیک گاز اشک آور به سمت معترضان و تلاش نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان خبر داد.
خبرگزاری رویترز هم از زبان یک شاهد عینی از شعار دادن تجمع کنندگان در حمایت از میرحسین موسوی خبر داده است.
رویترز به نقل از دیگر شاهدان عینی اعلام کرد نیروهای امنیتی در بعضی میادین دیگر شهر تهران هم حضوری گسترده داشته اند.
این تجمع در شرایطی رخ داد که اسماعیل احمدی مقدم، رئیس نیروی انتظامی ایران یک روز قبل اعلام کرد درخواستی برای برگزاری تجمع یادبود حوادث ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دریافت نشده و هشدار داد پلیس با هرگونه تجمع به شدت برخورد خواهد کرد.
۱۰ سال پیش در روز هجدهم تیر سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به تعطیلی روزنامه اصلاح طلب "سلام"، نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند که به پنج روز ناآرامی منجر شد.
Tuesday, July 07, 2009
Iran protests...
1. I have to admit since the protests in Iran has taken place in the June, I am more proud of being Iranian. Now, when I go out and claim I am Iranian either people say, you have brave young people. They have shown class they have protested against barbaric government or many other complements. many show some green color or show their finger with V sign as sign solidarity with Iranian people. now, many distinguish between current regime and Iranians. and I owe this to brave generation in Iran. I am thankful to them.
2. موسوى: دولت مشروع نیست چون آرای مردم را ندارد
مير حسين موسوى در نخستين حضور در مجامع عمومى طى هفته جارى، اعلام كرد كه اعتراض ها ادامه
پيدا خواهد كرد و دولت مشروعيت ندارد چون آراى مردم را ندارد.
آقاى موسوى در جمع گروهى از دوستان و آشنايان خود كه در منزل وى گرد آمده بودند به موضوع انتخابات پرداخت و گفت: «در اين انتخابات اتفاق بزرگ و عميقى افتاد و كم شدن اعتراضات يا ساكت شدن آن، اصل قضيه را از بين نمى برد و من فكر مى كنم كه اين حركت معترضانه ادامه پيدا خواهد كرد.»
در اين ديدار كه گزارش آن را سايت «پارسينه» منتشر و يكى از نزديكان مير حسين موسوى در گفت و گو با راديو فردا آن را تاييد كرده است، نخست وزير سابق ايران با اشاره به مشروعيت دولت ها گفت: وقتى دولتى در چارچوب قانون شكل نمى گيرد در نظر مردم مشروعيت ندارد و اين مسئله دولت را ضعيف مىكند و حتى به سمت خشونت عليه مردم سوق مى دهد.
وى افزود: «در حال حاضر مشكل اين دولت، مشروعيت سياسى است كه دولت را با مشكلات جدى در زمينههاى داخلى و سياست خارجى مواجه مىكند.»
با اعلام نتايج انتخابات رياست جمهورى در روز ۲۳ خردادماه، آقاى موسوى به شدت نسبت به روند برگزارى انتخابات انتقاد كرد و نتيجه بر آمده از آن را نامشروع و ناشى از «شعبده بازى صدا و سيما و وزارت كشور» دانست.
اين نامزد معترض اعلام كرد كه در انتخابات دهم تقلب گسترده اى صورت گرفته و از هواداران خود خواست تا به صورت مسالمت آميز دست به اعتراض و راهپيمايى بزنند.
«همه دولتها تلاش مىكنند كه مشروعيت بالاترى داشته باشند ولى در اين دولت، مشروعيت به دليل عدم اعتماد مردم، زير سوال است و اين مسئله دولت را در باطن ضعيف مى كند؛ حتى اگر ظاهر خود را حفظ كند.»
میر حسین موسوی
اين اعتراض ها با سركوب شديد نيروى هاى پليس ضد شورش و بسيجى روبرو شد و در جريان آن حداقل ۲۰ نفر كشته شدند. همچنين صدها فعال سياسى، روزنامه نگار، فعال مدنى و معترضين به نتايج انتخابات بازداشت شده اند كه از سرنوشت بسيارى از آنها اطلاعى در دست نيست.
بسیاری از گروه های و احزاب اصلاح طلب در بیانیه های جداگانه با رد نتایج انتخابات ریاست جمهوری، گفته اند دولت محمود احمدی نژاد را مشروع نمی دانند.
«دولت، آراى مردم را ندارد»
مير حسين موسوى در ديدار روز دوشنبه خود همچنين گفت: «همه دولتها تلاش مىكنند كه مشروعيت بالاترى داشته باشند ولى در اين دولت، مشروعيت به دليل عدم اعتماد مردم، زير سوال است و اين مسئله دولت را در باطن ضعيف مى كند؛ حتى اگر ظاهر خود را حفظ كند.»
اين نامزد معترض با اعلام اينكه قصد دارد كار تشكيلاتى انجام دهد افزود: «ما مى گوييم دولت مشروعيت ندارد چون آراى مردم را ندارد. ما بايد تلاش كنيم كه از طريق حركت در چارچوب قانون، اعتراض خود را نسبت به محتواى حركت صورت گرفته نشان دهيم.»
آقاى موسوى گفته است كه اگر نظام نتواند راه هايى براى اين رفتارها باز كند خود را در معرض ساختار شكنى قرار مى دهد.
به گفته وى، «اگر دولت نتواند علامت ها را ببيند و با جريانات كنار بيايد با ساختارهاى نيرومند مردمى مواجه خواهد شد.در اين صورت وضعيت كشور وضعيت سودمندى براى آينده نخواهد بود.»
آيت الله خامنه اى، رهبر ايران، انجام هر گونه تقلبى در انتخابات را رد كرده و به معترضان هشدار داده است كه نظام جمهورى اسلامى در برابر اعتراض هاى خيابانى ساكت نخواهد نشست.
از يك هفته پيش تظاهرات معترضان به نتيجه انتخابات فروكش كرده است ولى گزارش هاى دريافتى از ايران حاكيست كه نيروهاى امنيتى همچنان به بازداشت فعالان سياسى و روزنامه نگاران پرداخته و رسانه هاى هوادار دولت خواستار برخورد با مير حسين موسوى شده اند.
جمهورى اسلامى ايران در واكنش به اعتراض هاى داخلى انگشت اتهام را به سمت كشورهاى خارجى بويژه بريتانيا نشانه رفته است و به غرب هشدار داده است كه به گفته تهران، در امور داخلى ايران دخالت نكند.
3. Taken from writing from bitterness
میر حسین دیگه هندونه سربسته نیست…! از قرمزی به خون میزنه این مرد…!
اسِد مَمَد درست دو هفته میشه که توی زندونی اقا…! توی یکی ازین روزنامه های درپیتی نوشته بودن سید محمد ابطحی دایم توی زندون گریه میکنه میگه غلط کردم…! بعدشم نوشته بود به ابطحی گفتن خلع لباست میکنیم ابطحی خندیده گفته تازه راحت میشم…! اینا دروغم یاد ندارن بگن پفیوزا…! دروغ گفتنشونم مثل تقلب کردنشونه…!
اسِد مَمَد روز بعد از انتخابات گفتی گونی به سرمون کردن بجای کلاه که چه خوب گفتی … میدونم زندونی بودن سخته…! منم زندون بودم اما زندونی بودن من کجا و زندونی بودن شما کجا…! یادش بخیر توی زندون با خمیر وسط نون مهره های شطرنج درست میکردیم و میذاشتیم توی افتاب خشک بشه … شطرنج بلدی سید…؟
اسِد محمد میدونم دلت برای نوه ات تنگ شده… میدونم دلت برای نوشتن توی وبلاگت تنگ شده… میدونم دلت برای ازادی تنگ شده…! منم دلم برای نوشته هات تنگ شده سید…! به وبلاگت که سر میزنم دلم میگیره …! بد جوری سوت و کور شده …! اینروزا روزای سختی بود و هست که معلوم شد هر کسی چند مرده حلاجه…! خوشحالم که تو روسفیدمون کردی…! منتظر ازادیت هستیم سید…! و البته ازادی خودمون…! راستی سید یادته میگفتی میر حسین عین هندونه سربسته میمونه…؟ مژده بدم که میر حسین دیگه هندونه سربسته نیست…! از قرمزی به خون میزنه این مرد…!
2. موسوى: دولت مشروع نیست چون آرای مردم را ندارد
مير حسين موسوى در نخستين حضور در مجامع عمومى طى هفته جارى، اعلام كرد كه اعتراض ها ادامه
پيدا خواهد كرد و دولت مشروعيت ندارد چون آراى مردم را ندارد.
آقاى موسوى در جمع گروهى از دوستان و آشنايان خود كه در منزل وى گرد آمده بودند به موضوع انتخابات پرداخت و گفت: «در اين انتخابات اتفاق بزرگ و عميقى افتاد و كم شدن اعتراضات يا ساكت شدن آن، اصل قضيه را از بين نمى برد و من فكر مى كنم كه اين حركت معترضانه ادامه پيدا خواهد كرد.»
در اين ديدار كه گزارش آن را سايت «پارسينه» منتشر و يكى از نزديكان مير حسين موسوى در گفت و گو با راديو فردا آن را تاييد كرده است، نخست وزير سابق ايران با اشاره به مشروعيت دولت ها گفت: وقتى دولتى در چارچوب قانون شكل نمى گيرد در نظر مردم مشروعيت ندارد و اين مسئله دولت را ضعيف مىكند و حتى به سمت خشونت عليه مردم سوق مى دهد.
وى افزود: «در حال حاضر مشكل اين دولت، مشروعيت سياسى است كه دولت را با مشكلات جدى در زمينههاى داخلى و سياست خارجى مواجه مىكند.»
با اعلام نتايج انتخابات رياست جمهورى در روز ۲۳ خردادماه، آقاى موسوى به شدت نسبت به روند برگزارى انتخابات انتقاد كرد و نتيجه بر آمده از آن را نامشروع و ناشى از «شعبده بازى صدا و سيما و وزارت كشور» دانست.
اين نامزد معترض اعلام كرد كه در انتخابات دهم تقلب گسترده اى صورت گرفته و از هواداران خود خواست تا به صورت مسالمت آميز دست به اعتراض و راهپيمايى بزنند.
«همه دولتها تلاش مىكنند كه مشروعيت بالاترى داشته باشند ولى در اين دولت، مشروعيت به دليل عدم اعتماد مردم، زير سوال است و اين مسئله دولت را در باطن ضعيف مى كند؛ حتى اگر ظاهر خود را حفظ كند.»
میر حسین موسوی
اين اعتراض ها با سركوب شديد نيروى هاى پليس ضد شورش و بسيجى روبرو شد و در جريان آن حداقل ۲۰ نفر كشته شدند. همچنين صدها فعال سياسى، روزنامه نگار، فعال مدنى و معترضين به نتايج انتخابات بازداشت شده اند كه از سرنوشت بسيارى از آنها اطلاعى در دست نيست.
بسیاری از گروه های و احزاب اصلاح طلب در بیانیه های جداگانه با رد نتایج انتخابات ریاست جمهوری، گفته اند دولت محمود احمدی نژاد را مشروع نمی دانند.
«دولت، آراى مردم را ندارد»
مير حسين موسوى در ديدار روز دوشنبه خود همچنين گفت: «همه دولتها تلاش مىكنند كه مشروعيت بالاترى داشته باشند ولى در اين دولت، مشروعيت به دليل عدم اعتماد مردم، زير سوال است و اين مسئله دولت را در باطن ضعيف مى كند؛ حتى اگر ظاهر خود را حفظ كند.»
اين نامزد معترض با اعلام اينكه قصد دارد كار تشكيلاتى انجام دهد افزود: «ما مى گوييم دولت مشروعيت ندارد چون آراى مردم را ندارد. ما بايد تلاش كنيم كه از طريق حركت در چارچوب قانون، اعتراض خود را نسبت به محتواى حركت صورت گرفته نشان دهيم.»
آقاى موسوى گفته است كه اگر نظام نتواند راه هايى براى اين رفتارها باز كند خود را در معرض ساختار شكنى قرار مى دهد.
به گفته وى، «اگر دولت نتواند علامت ها را ببيند و با جريانات كنار بيايد با ساختارهاى نيرومند مردمى مواجه خواهد شد.در اين صورت وضعيت كشور وضعيت سودمندى براى آينده نخواهد بود.»
آيت الله خامنه اى، رهبر ايران، انجام هر گونه تقلبى در انتخابات را رد كرده و به معترضان هشدار داده است كه نظام جمهورى اسلامى در برابر اعتراض هاى خيابانى ساكت نخواهد نشست.
از يك هفته پيش تظاهرات معترضان به نتيجه انتخابات فروكش كرده است ولى گزارش هاى دريافتى از ايران حاكيست كه نيروهاى امنيتى همچنان به بازداشت فعالان سياسى و روزنامه نگاران پرداخته و رسانه هاى هوادار دولت خواستار برخورد با مير حسين موسوى شده اند.
جمهورى اسلامى ايران در واكنش به اعتراض هاى داخلى انگشت اتهام را به سمت كشورهاى خارجى بويژه بريتانيا نشانه رفته است و به غرب هشدار داده است كه به گفته تهران، در امور داخلى ايران دخالت نكند.
3. Taken from writing from bitterness
میر حسین دیگه هندونه سربسته نیست…! از قرمزی به خون میزنه این مرد…!
اسِد مَمَد درست دو هفته میشه که توی زندونی اقا…! توی یکی ازین روزنامه های درپیتی نوشته بودن سید محمد ابطحی دایم توی زندون گریه میکنه میگه غلط کردم…! بعدشم نوشته بود به ابطحی گفتن خلع لباست میکنیم ابطحی خندیده گفته تازه راحت میشم…! اینا دروغم یاد ندارن بگن پفیوزا…! دروغ گفتنشونم مثل تقلب کردنشونه…!
اسِد مَمَد روز بعد از انتخابات گفتی گونی به سرمون کردن بجای کلاه که چه خوب گفتی … میدونم زندونی بودن سخته…! منم زندون بودم اما زندونی بودن من کجا و زندونی بودن شما کجا…! یادش بخیر توی زندون با خمیر وسط نون مهره های شطرنج درست میکردیم و میذاشتیم توی افتاب خشک بشه … شطرنج بلدی سید…؟
اسِد محمد میدونم دلت برای نوه ات تنگ شده… میدونم دلت برای نوشتن توی وبلاگت تنگ شده… میدونم دلت برای ازادی تنگ شده…! منم دلم برای نوشته هات تنگ شده سید…! به وبلاگت که سر میزنم دلم میگیره …! بد جوری سوت و کور شده …! اینروزا روزای سختی بود و هست که معلوم شد هر کسی چند مرده حلاجه…! خوشحالم که تو روسفیدمون کردی…! منتظر ازادیت هستیم سید…! و البته ازادی خودمون…! راستی سید یادته میگفتی میر حسین عین هندونه سربسته میمونه…؟ مژده بدم که میر حسین دیگه هندونه سربسته نیست…! از قرمزی به خون میزنه این مرد…!
Tuesday, June 30, 2009
Mr. Karroubi's latest message to Iranian people...
مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد . كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود . كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگي دارد .
متن كامل نامه به شرح زير است :
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدی کروبی
09/04/1388
متن كامل نامه به شرح زير است :
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدی کروبی
09/04/1388
US and double standard! US and Canada Hosting most websites related to regime!!

I came across one of the weblogs who has done some research about the websites belong to current regime in Iran or in rxact word the hosting of hardliner's websites are in US and Canada. I think I will do some follow up myself to see why Canada will provide hosting to these sites which promote hatred and lie throughout Iranian society and world.
Sunday, June 28, 2009
Iran Protests...
Jon Bon Jovi and Andi have a song for Iran!! Jon Bon Jovi has sang even part of it in Persian!!! good job!!
1.
ردهمایی سبزها با مجوز در مسجد قبا امروز یکشنبه
هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم بازگشت به میزان است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید
احتمالا ساعت 18
میر حسین موسوی
Mir Hossein Mousavi Sunday is the anniversary of 7th. tir martyrs, there will be a gathering in "Ghoba" Mosque and its legal ! Please send this message to everyone you can in Iran. یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم "بازگشت به میزان" است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید.
================================================================================================================
زمان انتشار:شنبه 6 تیر 1388 - 21:55:52
نامه مهم مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان / سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
* خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
* تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
* عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
* عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
* تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
* توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
* ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
* ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
* قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
1.
ردهمایی سبزها با مجوز در مسجد قبا امروز یکشنبه
هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم بازگشت به میزان است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید
احتمالا ساعت 18
میر حسین موسوی
Mir Hossein Mousavi Sunday is the anniversary of 7th. tir martyrs, there will be a gathering in "Ghoba" Mosque and its legal ! Please send this message to everyone you can in Iran. یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم "بازگشت به میزان" است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید.
================================================================================================================
زمان انتشار:شنبه 6 تیر 1388 - 21:55:52
نامه مهم مهندس میرحسین موسوی به شورای نگهبان
موضوع انتخابات دهم با حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل، مورد اتفاق نامزدها و مراجع تقلید حل و فصل شود
قلم - از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان / سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
* خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
* تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
* عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
* عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
* تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
* توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
* ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
* ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
* قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
Thursday, June 25, 2009
Iran Protests...
0. Interesting from Iran's parliament in regard of current affairs of protests:
1. Latest Mr. Mousavi's bulletin:
بيانيه شماره 8 مهندس موسوي : با ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي روم
۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۱
مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 8 خود که حاوی نکات مهمی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، کوتاه نیامدن از استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالي
مردم هوشيار و شريف ايران
طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.
واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.
همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.
من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريبگريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرفنظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.
دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.
برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي
چهارم تیر 1388
1. Latest Mr. Mousavi's bulletin:
بيانيه شماره 8 مهندس موسوي : با ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي روم
۴ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۱
مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 8 خود که حاوی نکات مهمی درباره وارونه جلوه دادن واقعیت ها ، کوتاه نیامدن از استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده ، چگونگی ادامه یافتن اعتراض ها در عین حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش و ... است را در اختیار سایت «کلمه» قرار داد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالي
مردم هوشيار و شريف ايران
طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است.
واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم.
همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود.
من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريبگريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرفنظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست.
دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.
برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي
چهارم تیر 1388
Wednesday, June 24, 2009
Iran Protests...
1.. CNN live reports from Iran that eye witness are calling (just a woman called) and saying that regime forces are beating and shouting people in Baharestan Square like "animals".
2. Radio Zamaneh reports
سرکوب معترضان در میدان بهارستان
بنا بر گزارشهای رسیده به زمانه، میدان بهارستان تهران امروز از ساعت ۴ بعد از ظهر شاهد تجمع معترضان به نتایج انتخابات و سرکوب آنها از سوی نیروهای نظامی و انتظامی بودهاست.
مجموعه فعالان حقوق بشر، تا این لحظه از «تیر خوردن یک دختر ۱۹ ساله» در میدان بهارستان خبر میدهد.
به گفته این منبع، نیروهای مسلح برای متفرق کردن معترضان به استفاده از گاز اشکآور، تیراندازی هوایی و سپس مستقیم روی آوردهاند.
تارنمای خبری این مجموعه مینویسد: «علاوه بر دهها بازداشت و زخمی شده، بنابر مستندات دریافتی مجموعه، تا کنون یک دختر حدود ۱۹ ساله از ناحیه گلو مورد اصابت گلوله نیروهای شبه نظامی و لباس شخصی قرار گرفتهاست و تیراندازی هوایی و مستقیم کماکان در این منطقه ادامه دارد.»
این سایت خبری ادامه میدهد: «گزارش شدهاست نیروهای نظامی علیرغم زخمی شدن این شهروند جوان، اجازه کمکرسانی به این زخمی را ندادهاند و سرانجام با وقفه طولانی بوسیله ماشینهای نظامی این فرد به محل نامشخصی منتقل شدهاست.»
ضرب و شتم شدید و گروهیِ زنان و مردان و بررسی محتوای تلفنهای همراه عابران برای کشف تصاویر درون آنها از دیگر اقدامات نیروهای ضد شورش گزارش شدهاست.
ستاد موسوی: این تجمع مستقل است و ارتباطی با ستاد میرحسین موسوی ندارد
خبرگزاری فرانسه نیز شمار تجمعکنندگان میدان بهارستان و مقابل مجلس شورای اسلامی در نزدیکی این میدان را چند صد نفر ذکر کرده و از متفرق کردن آنها توسط پلیس با ضربههای باتوم و سپر خبر میدهد.
به گفته شاهدان عینی در تماس با زمانه، گارد ضد شورش و لباسشخصیها در بهارستان به منظور جلوگیری از تشکیل هسته تجمع، با معترضان به زد و خورد پرداختهاند.
شبکه تلفن همراه نیز در بهارستان و ناحیه اطراف کاملاً قطع است و قطارهای مترو در ایستگاههای بهارستان و ملت توقف نمیکنند.
دیگر گزارشها حاکی از پرواز بالگردهای سپاه بر فراز این میدان و شمار فراوان بازداشتشدگان است.
ستاد میر حسین موسوی در اطلاعیهای اعلام کرده بود که تجمع روز چهارشنبه در بهارستان هیچگونه ارتباطی به ستاد موسوی و شخص وی ندارد و تجمعی مستقل است.
بنا بر یک خبر دیگر دریافتی، «خانوادههای بازداشتشدگان روزهای اخیر نیز در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردهاند و پلیس این خانوادهها را محاصره کردهاست.»
2. Radio Zamaneh reports
سرکوب معترضان در میدان بهارستان
بنا بر گزارشهای رسیده به زمانه، میدان بهارستان تهران امروز از ساعت ۴ بعد از ظهر شاهد تجمع معترضان به نتایج انتخابات و سرکوب آنها از سوی نیروهای نظامی و انتظامی بودهاست.
مجموعه فعالان حقوق بشر، تا این لحظه از «تیر خوردن یک دختر ۱۹ ساله» در میدان بهارستان خبر میدهد.
به گفته این منبع، نیروهای مسلح برای متفرق کردن معترضان به استفاده از گاز اشکآور، تیراندازی هوایی و سپس مستقیم روی آوردهاند.
تارنمای خبری این مجموعه مینویسد: «علاوه بر دهها بازداشت و زخمی شده، بنابر مستندات دریافتی مجموعه، تا کنون یک دختر حدود ۱۹ ساله از ناحیه گلو مورد اصابت گلوله نیروهای شبه نظامی و لباس شخصی قرار گرفتهاست و تیراندازی هوایی و مستقیم کماکان در این منطقه ادامه دارد.»
این سایت خبری ادامه میدهد: «گزارش شدهاست نیروهای نظامی علیرغم زخمی شدن این شهروند جوان، اجازه کمکرسانی به این زخمی را ندادهاند و سرانجام با وقفه طولانی بوسیله ماشینهای نظامی این فرد به محل نامشخصی منتقل شدهاست.»
ضرب و شتم شدید و گروهیِ زنان و مردان و بررسی محتوای تلفنهای همراه عابران برای کشف تصاویر درون آنها از دیگر اقدامات نیروهای ضد شورش گزارش شدهاست.
ستاد موسوی: این تجمع مستقل است و ارتباطی با ستاد میرحسین موسوی ندارد
خبرگزاری فرانسه نیز شمار تجمعکنندگان میدان بهارستان و مقابل مجلس شورای اسلامی در نزدیکی این میدان را چند صد نفر ذکر کرده و از متفرق کردن آنها توسط پلیس با ضربههای باتوم و سپر خبر میدهد.
به گفته شاهدان عینی در تماس با زمانه، گارد ضد شورش و لباسشخصیها در بهارستان به منظور جلوگیری از تشکیل هسته تجمع، با معترضان به زد و خورد پرداختهاند.
شبکه تلفن همراه نیز در بهارستان و ناحیه اطراف کاملاً قطع است و قطارهای مترو در ایستگاههای بهارستان و ملت توقف نمیکنند.
دیگر گزارشها حاکی از پرواز بالگردهای سپاه بر فراز این میدان و شمار فراوان بازداشتشدگان است.
ستاد میر حسین موسوی در اطلاعیهای اعلام کرده بود که تجمع روز چهارشنبه در بهارستان هیچگونه ارتباطی به ستاد موسوی و شخص وی ندارد و تجمعی مستقل است.
بنا بر یک خبر دیگر دریافتی، «خانوادههای بازداشتشدگان روزهای اخیر نیز در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردهاند و پلیس این خانوادهها را محاصره کردهاست.»
protests in Iran...
1.چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸
گفت و گو با مردی که همسر و دخترش را از دست داده
اسلحه به دستان مسئول این قتل ها هستند
پرستو سپهري
ابراهیم رجب پور، هفته گذشته همسر و دخترش را در حمله لباس شخصی ها به تظاهر کنندگان در میدان آزادی تهران از دست داد. با او که در غم ازدست دادن عزیزانش به شدت متاثر و داغدار است، گفتگو کرده ایم. وی می گوید: به کمر و گلوی زن و دخترم تیر زده بودند. وقتی رسیدیم هردو غرق خون بودند. تشخیص پزشکان این است که در همان لحظه اصابت گلوله کشته شده اند."
آقای رجب پور این اتفاق دردناک را به شما تسلیت می گوییم. لطفا در مورد روز حادثه برایمان بگویید.
همسر و دختر من از مدت ها پیش در مهد کودک "آوای باران" مشغول کار بودند و بسیار هم از کار خود راضی و خشنود. آنها از بچه های مهد کودک پرستاری می کردند ودرطول روز بارها به دلایل مختلف از محل کار خود خارج می شدند ودوباره مراجعه می کردند.
روز حادثه هم ازمهدکودک خارج شده بودند، یا اینکه درون مهد بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفتند؟
نه؛ زمان حادثه دیروقت ووقت بازگشت آنها به خانه بود. به گمانم به دلیل ازدحامی که به وجود آمده بود نتوانسته بودند از مهدکودک خارج شوند.
اطلاع رسانی به شما درمورد این حادثه چگونه شکل گرفت؟
من و پسرهایم می دانستیم آن روز سیاه قرار است در اطراف میدان آزادی راه پیمایی شود و حامیان آقای میرحسین موسوی در میدان آزادی تجمع داشته باشند. بنابراین هرچه قدر که میدان آزادی شلوغ تر می شد و از ساعت کاری همسرو فرزندم می گذشت نگرانی های من هم بیشتر می شد. یعنی دلشوره ای عجیب در همان لحظات به سراغم آمد. به پسرم محمد گفتم که شماره مهدکودک را بگیرد تا از اوضاع آن طرف اطلاع داشته باشیم. ولی وقتی با مهدکودک تماس گرفتیم هیچ کس جواب تلفن مارا نمی داد. نگرانی من وپسرهایم دو چندان شد و تصمیم گرفتیم به سمت مهد راه بیفتیم.
وسایل ارتباطی خاصی مانند تلفن همراه نزد خانواده شما نبود که با آنها تماس بگیرید؟
درآن روز همه تلفن ها را قطع کرده بودند؛ اصلا یکی از دلشوره های من همین بود که هرچه تلاش کردیم از این نگرانی در بیاییم نمی شد.
از محل سکونت شما تا مهد کودک آوای باران چه مسیری را باید طی می کردید؟
منزل ما در محله طرشت است وتا ضلع مورد نظرمان در میدان آزادی چیزی حول وحوش 30 دقیقه طول کشید.
ادامه بدهید.
با تاریک شدن هوا و نزدیکی به میدان آزادی صدای شلیک گلوله را شنیدیم. همین طور تلاشمان برای رسیدن به مهد کودک بیشتر و بیشتر می شد. دردلم آشوب و بی قراری غریبی به وجود آمد(می گرید. سکوت) صدای گلوله هرلحظه بیشتر می شد و پسرانم محمد و علی تندتر از من می دویدند. دود غلیظی در نزدیکی محل کاربه هوا پخش شده بود. ما فکر کردیم آنجا آتش گرفته و درگیری مستقیم درمهد کودک است.
اولین صحنه هایی که درمحل درگیری دیدید چه بود؟
مردم زیادی جمع شده بودند. اغلب آنها شعار می دادندویک جا را نشانه گرفته بودند. درون کوچه یک موتور سیکلت آتش گرفته بود و مردم بودند که با سنگ به سوی ساختمان بسیج حمله ور شده بودند. علت را ازیکی دو نفر با نگرانی پرسیدم وبه من گفتند کسانی که درون ساختمان هستند با مردم درگیر شده اند.
درگیری آنها بر سر چه بود؟
نمی دانم. اصلا نمی دانم برای چه به جان هم افتاده بودند ولی امیدوارم که خداوند باعث وبانی ریختن خون این شهدا را تقاص بدهد. خون کسی به ناحق پایمال نخواهد شد. همین طور همسر و فرزند من. من دلبستگی شدیدی به هردوی آنها داشتم. آنها قربانی بازی هایی شدند که به هیچ عنوان نقشی در آن نداشتند. دختر من بسیارمعصوم بود وهمسرم یک همراه برای من وفرزندانش. همه می دانند که در خانواده ای که مادر، همسر و دخترغایب باشند چه فضایی به وجود می آید. خدا میداند که در این چند مدت چه کشیده ایم واوضاع مان چه شکلی به خود گرفته است.
درمهدکودک به غیر از خانوداه شما چه کسی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود؟
هیچ کس. وقتی درب آنجا را شکستیم و وارد شدیم دیدیم که هردوی آنها پشت پنجره روبروی ساختمان بسیج غرق در خون هستند.
گلوله به کجا اصابت کرده بود؟
به کمر و گلو. هردو غرق در خون بودند. با فرزندانم بالای سر پیکرشان قرار گرفتیم و... (به شدت می گرید) تشخیص پزشکان این بود که در همان لحظه اصابت کشته شده اند.
فکر می کنید عاملین این فاجعه چه کسانی بودند؟
مدیران سیاسی و کسانی که اسلحه بر دست داشتند.
آیا به غیر ازکسانی که در ساختمان بسیج بودند در دستان کسان دیگری هم اسلحه دیدید؟
من ندیدم. از ساختمان سه نفر شلیک می کردند.
از کسی شکایت کرده اید؟
از فرد خاصی نه اما موضوع در حال پیگیری است و مسئولین قول داده اند عاملین را شناسایی و آنها را تحت اختیار ما و قانون قرار دهند.
چه کسانی به شما این قول ها را داده اند؟
مسئولین قضایی و دادگستری و اداره آگاهی و نیروی انتظامی.
اوضاع روحی پسرانتان چگونه است؟
بسیار بد. آنها به شدت عصبی هستند و دربرابر هرچیزی این روزها عکس العمل نشان می دهند. خدا به فریاد ما برسد.
مسئولین مهد کودک چه تصمیمی گرفته اند؟
فعلا که در آنجا بسته و پلمپ شده است تا وضعیت خانوداه من مشخص شود.
گفت و گو با مردی که همسر و دخترش را از دست داده
اسلحه به دستان مسئول این قتل ها هستند
پرستو سپهري
ابراهیم رجب پور، هفته گذشته همسر و دخترش را در حمله لباس شخصی ها به تظاهر کنندگان در میدان آزادی تهران از دست داد. با او که در غم ازدست دادن عزیزانش به شدت متاثر و داغدار است، گفتگو کرده ایم. وی می گوید: به کمر و گلوی زن و دخترم تیر زده بودند. وقتی رسیدیم هردو غرق خون بودند. تشخیص پزشکان این است که در همان لحظه اصابت گلوله کشته شده اند."
آقای رجب پور این اتفاق دردناک را به شما تسلیت می گوییم. لطفا در مورد روز حادثه برایمان بگویید.
همسر و دختر من از مدت ها پیش در مهد کودک "آوای باران" مشغول کار بودند و بسیار هم از کار خود راضی و خشنود. آنها از بچه های مهد کودک پرستاری می کردند ودرطول روز بارها به دلایل مختلف از محل کار خود خارج می شدند ودوباره مراجعه می کردند.
روز حادثه هم ازمهدکودک خارج شده بودند، یا اینکه درون مهد بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفتند؟
نه؛ زمان حادثه دیروقت ووقت بازگشت آنها به خانه بود. به گمانم به دلیل ازدحامی که به وجود آمده بود نتوانسته بودند از مهدکودک خارج شوند.
اطلاع رسانی به شما درمورد این حادثه چگونه شکل گرفت؟
من و پسرهایم می دانستیم آن روز سیاه قرار است در اطراف میدان آزادی راه پیمایی شود و حامیان آقای میرحسین موسوی در میدان آزادی تجمع داشته باشند. بنابراین هرچه قدر که میدان آزادی شلوغ تر می شد و از ساعت کاری همسرو فرزندم می گذشت نگرانی های من هم بیشتر می شد. یعنی دلشوره ای عجیب در همان لحظات به سراغم آمد. به پسرم محمد گفتم که شماره مهدکودک را بگیرد تا از اوضاع آن طرف اطلاع داشته باشیم. ولی وقتی با مهدکودک تماس گرفتیم هیچ کس جواب تلفن مارا نمی داد. نگرانی من وپسرهایم دو چندان شد و تصمیم گرفتیم به سمت مهد راه بیفتیم.
وسایل ارتباطی خاصی مانند تلفن همراه نزد خانواده شما نبود که با آنها تماس بگیرید؟
درآن روز همه تلفن ها را قطع کرده بودند؛ اصلا یکی از دلشوره های من همین بود که هرچه تلاش کردیم از این نگرانی در بیاییم نمی شد.
از محل سکونت شما تا مهد کودک آوای باران چه مسیری را باید طی می کردید؟
منزل ما در محله طرشت است وتا ضلع مورد نظرمان در میدان آزادی چیزی حول وحوش 30 دقیقه طول کشید.
ادامه بدهید.
با تاریک شدن هوا و نزدیکی به میدان آزادی صدای شلیک گلوله را شنیدیم. همین طور تلاشمان برای رسیدن به مهد کودک بیشتر و بیشتر می شد. دردلم آشوب و بی قراری غریبی به وجود آمد(می گرید. سکوت) صدای گلوله هرلحظه بیشتر می شد و پسرانم محمد و علی تندتر از من می دویدند. دود غلیظی در نزدیکی محل کاربه هوا پخش شده بود. ما فکر کردیم آنجا آتش گرفته و درگیری مستقیم درمهد کودک است.
اولین صحنه هایی که درمحل درگیری دیدید چه بود؟
مردم زیادی جمع شده بودند. اغلب آنها شعار می دادندویک جا را نشانه گرفته بودند. درون کوچه یک موتور سیکلت آتش گرفته بود و مردم بودند که با سنگ به سوی ساختمان بسیج حمله ور شده بودند. علت را ازیکی دو نفر با نگرانی پرسیدم وبه من گفتند کسانی که درون ساختمان هستند با مردم درگیر شده اند.
درگیری آنها بر سر چه بود؟
نمی دانم. اصلا نمی دانم برای چه به جان هم افتاده بودند ولی امیدوارم که خداوند باعث وبانی ریختن خون این شهدا را تقاص بدهد. خون کسی به ناحق پایمال نخواهد شد. همین طور همسر و فرزند من. من دلبستگی شدیدی به هردوی آنها داشتم. آنها قربانی بازی هایی شدند که به هیچ عنوان نقشی در آن نداشتند. دختر من بسیارمعصوم بود وهمسرم یک همراه برای من وفرزندانش. همه می دانند که در خانواده ای که مادر، همسر و دخترغایب باشند چه فضایی به وجود می آید. خدا میداند که در این چند مدت چه کشیده ایم واوضاع مان چه شکلی به خود گرفته است.
درمهدکودک به غیر از خانوداه شما چه کسی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود؟
هیچ کس. وقتی درب آنجا را شکستیم و وارد شدیم دیدیم که هردوی آنها پشت پنجره روبروی ساختمان بسیج غرق در خون هستند.
گلوله به کجا اصابت کرده بود؟
به کمر و گلو. هردو غرق در خون بودند. با فرزندانم بالای سر پیکرشان قرار گرفتیم و... (به شدت می گرید) تشخیص پزشکان این بود که در همان لحظه اصابت کشته شده اند.
فکر می کنید عاملین این فاجعه چه کسانی بودند؟
مدیران سیاسی و کسانی که اسلحه بر دست داشتند.
آیا به غیر ازکسانی که در ساختمان بسیج بودند در دستان کسان دیگری هم اسلحه دیدید؟
من ندیدم. از ساختمان سه نفر شلیک می کردند.
از کسی شکایت کرده اید؟
از فرد خاصی نه اما موضوع در حال پیگیری است و مسئولین قول داده اند عاملین را شناسایی و آنها را تحت اختیار ما و قانون قرار دهند.
چه کسانی به شما این قول ها را داده اند؟
مسئولین قضایی و دادگستری و اداره آگاهی و نیروی انتظامی.
اوضاع روحی پسرانتان چگونه است؟
بسیار بد. آنها به شدت عصبی هستند و دربرابر هرچیزی این روزها عکس العمل نشان می دهند. خدا به فریاد ما برسد.
مسئولین مهد کودک چه تصمیمی گرفته اند؟
فعلا که در آنجا بسته و پلمپ شده است تا وضعیت خانوداه من مشخص شود.
Tuesday, June 23, 2009
Iran protests...
0.00 The Ayatollah moving capital out of Iran
Translated from Italian: if sounds funny in some places I used Google translator.
CORRESPONDING TO NEW YORK
The Ayatollah moving capital out of Iran, betraying a fear of a spreading of the theocracy. In recent days attributed to dozens of conservative leaders of the Islamic Republic have ordered banks to have deposits abroad to move quickly. The transfers have grown in the last 48 hours. The movements occurred tese figures relate not to raise too much attention - always less than ten million dollars - but the number of transactions is significant. They come from the major banks of the Islamic Republic - Melli, Melat, Sepah and Saderat - and are directed toward financial institutions in Muslim countries who have long considered Iran safes safe in Turkey, Malaysia, Pakistan, Dubai, Algeria and Indonesia.
The transfers of money have been noted because the intelligence services keep under control some time these banks, fearing that could be used to buy prohibited weapons. What is the size of what is happening is that important leaders of the clergy are also moving money parastatal foundations that since 1979 has allowed the Ayatollah to accumulate property outside institutions. Some of the accounts from which money is moving is made payable to the Foundation of the oppressed and the disabled in war, a mini-industrial empire with over 200 thousand employees, the Foundation of the martyrs, known for funding the activities of Hezbollah abroad to Imam Khomeini Foundation, stronghold of collections of Islamic charities, and 15 Khordad Foundation, which has its headquarters in the holy city of Qom and is known for having a size of 2.5 million dollars on the Indian writer Salman Rushdie.
These foundations manage the bulk of the resources of the theocracy and when sending money abroad, it was decided, the choice was to rely on the financial network through which over the past two years the ayatollahs have often managed to evade the sanctions voted by the UN. For example, a bank that received money is the Turkish Asya katılım Bankasi - better known as Bank Asya - and in 2007 the London branch of Bank Melli asked to continue to provide financial services despite the strict measures adopted by the European Union. Bank Sepah by another payment of seven million dollars was delivered to the Exim Bank of Malaysia, or the same financial institution that in 2007 agreed to continue to work with Tehran after the passage by the UN Security Council of Resolution 1747. Although not yet quantified the total amount of resources transferred, the phenomenon is growing as evidenced by the fact that a group of senior representatives of the clergy is negotiating agreements with banks in the Far East, China and Hong Kong.
"What is happening betrays a yield of nell'establishment - commented Patrick Clawson, an expert on Iranian affairs at the Washington Institute - because the foundations are the safes of the Islamic clergy khomeini who feels threatened by a possible stroke of the hand of Guardians of the Revolution veterans the war against Iraq, loyal to Ali Khamenei. " Just the Guardians of the Revolution "manage a network of companies competing with the Foundations' and share with Khamenei" the impatience for the autonomy of institutions created by Khomeini to make independent clergy. If we export the funds would therefore concludes Clawson, "the ayatollah who had stopped her daughter of former President Rafsanjani and are afraid to do the same soon end. Ilan Berman, vice president of the 'American Foreign Policy Council, added: "Now the clash is not between Khamenei and the protesters, but pro-Mousavi passes inside the ayatollah. Who provides power instability and is preparing for the worst, moving their money abroad. " As a summary report of the Center for American Progress' on the riots: "There are obvious cracks in the regime."
in Persian by google:
مکاتبهای به نیویورک
آیت الله در حرکت سرمایه از ایران ، betraying یک ترس از یک گسترش از حکومت خدا است. در روزهای اخیر attributed به dozens از رهبران محافظه کار جمهوری اسلامی دستور به بانکها را به خارج از کشور را به حرکت سریعتر از deposits. این رشد را در انتقال از 48 ساعت گذشته است. حرکات اتفاق افتاده tese ارقام مربوط به بالا بردن خیلی زیاد توجه -- همیشه کمتر از ده میلیون دلار -- ولی تعدادی از معاملات مهم است. آنها آن از عمده بانکها در جمهوری اسلامی -- ملی ، Melat ، سپه و صادرات -- و هدایت آن به سوی موسسات مالی در کشورهای مسلمان ، در نظر داشت که مدت safes امن ایران در ترکیه ، مالزی ، پاکستان ، دوبی ، الجزایر و اندونزی است.
انتقال پول را از آن توجه شده است چرا که هوش و خدمات را تحت کنترل برخی از زمان این بانکها ، fearing که ممکن است مورد استفاده برای خرید سلاح ممنوع است. چه اندازه است که از آنچه اتفاق مهم این است که رهبران و روحانیون نیز حرکت پول parastatal foundations که از سال 1979 که مجاز به آیت الله accumulate اموال را به خارج از موسسات است. برخی از این حسابها را از این حرکت است که پول پرداختی را به مقدماتی از مظلوم و معلول در جنگ ، یک امپراتوری مینی صنعتی با بیش از 200 هزار کارمند ، در دوره مقدماتی از martyrs ، شناخته شده برای تامین مالی و فعالیتهای خارج از کشور به حزب الله امام خمینی (ره) دوره مقدماتی ، سنگر از مجموعه خیریه اسلامی و بنیاد 15 خرداد ، که در آن دفتر در شهرستان مقدس استان قم است و شناخته شده برای داشتن یک اندازه از 2.5 میلیون دلار در هند نویسنده سلمان رشدی است.
این foundations مدیریت فله از منابع ، از حکومت خدا و وقتی که در خارج از کشور ارسال پول ، از آن تصمیم ، انتخاب شد و اعتماد به امور مالی را از طریق شبکه ای که بیش از دو سال گذشته در اغلب ayatollahs باید مدیریت را به طفره رفتن از تحریم شده توسط سازمان ملل متحد رای دادند. برای مثال ، یک بانک است که پول دریافت شده است که زبان ترکی Asya katılım Bankasi -- بهتر است که بانک Asya -- و در 2007 در لندن به شعبه بانک ملی خواست تا با ارائه خدمات مالی با وجود اقدامات سخت اتخاذ شده توسط اتحادیه اروپا است. بانک سپه با پرداخت دیگری از هفت میلیون دلار بود تحویل به بانک Exim از مالزی ، موسسه مالی و یا همان است که در 2007 به توافق برای ادامه کار را با تهران پس از تصویب توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد از قطعنامه 1747 است. گرچه هنوز quantified در مجموع مقدار منابع ، منتقل ، و در حال رشد است به عنوان پدیده evidenced شده توسط این حقیقت که یک گروه از نمایندگان ارشد روحانیت است موافقتنامه مذاکره با بانکها در شرق دور ، چین و هنگ کنگ است.
"چه اتفاق betrays که از بازده nell'establishment -- commented Patrick Clawson ، یک متخصص در امور ایران در موسسه واشنگتن است -- چرا که foundations هستند safes از روحانیت اسلامی ، خمینی (ره) که به احساس تهدید توسط یک ضربه ممکن را به دست نگهبان از جانبازان انقلاب از جنگ بر علیه عراق ، وفادار به علی خامنه ای است ". فقط نگهبان از انقلاب از "اداره کردن یک شبکه از شرکتهای competing با Foundations' و سهم را با خامنه ای "را از بی صبری برای خودمختاری خمینی (ره) است که با ایجاد نهادهای مستقل و روحانیت است. اگر ما به صادرات خواهد بود لذا وجوه concludes Clawson ، "این آیت الله که او را متوقف دختر رئیس سابق رفسنجانی و afraid به زودی از همان پایان است. Ilan Berman ، معاون رئيس جمهور از 'سیاست خارجی آمریکا در شورا ، افزود :" اکنون که تصادم بین خامنه ای نیست و اعتراض ، اما طرفدار آیت الله موسوی عبور در داخل است. فراهم می آورد که در قدرت است و بی ثباتی را برای تهیه بدترین ، حرکت پول خود را در خارج از کشور است. " خلاصه به عنوان یک گزارش از مرکز آمریکایی پیشرفت 'در riots :" وجود دارد که آشکار cracks در نظام است. "
0.0. A few have prepared petition investagate into crimes committed by Mr. Khameni. Who wishes to sign.
1.این متن پیامی سیاه نه از رنگ سیاست ورزی ایرانی بلکه از رنگ آیین سوگواری ایرانی است. چه حزن انگیز است که تعداد زیادی از کشتگان حوادث اخیر را دختران تشکیل می دادند؛ مادران سرزمین ما. و این از رازهای سرزمین ماست که در آن، خون به ناحق ریخته غیر ایرانیان به نوار مشکی کنار صفحه تلویزیون مبدل می شود و خون به ناحق ریخته 30، 50 و یا به روایتی 150 ایرانی نه تنها سیاهی با خود نمی آورد بلکه از اساس تکذیب و تخفیف می شود. این نوشتار هیچ دخلی به سیاست ندارد. سایه تاریک سیاست همچنان که آمده است خواهد رفت؛ چنانچه تا حال بارها آمده و بارها رفته است. آنچه بر کف خیابان ها مانده و بر ذهن مادران، پدران، برادران و خواهران کشتگان حک شده و به مویه های شبانه مادران داغدار سرزمین ما بدل شده است، خون های آن دختر دانشجو بر کف خیابان کارگر است که دوستانش آن را به "ندا" تغییر نام داده اند؛ به نام آن دختر. نفسی که از امشب فرو می دهیم چگونه ممد حیات و مفرح ذات خواهد بود اگر بدانیم که در دومین شنبه سیاه خرداد 88 کودک سه ساله ای در میدان ولیعصر تاب تنفس را در میان گازهای اشک آلود نیاورد و در آغوش پدرش جان داد. «۱۴۰۰ سال در سوگ «علی اصغر» شهید شیرخواره کربلا گریستیم ٬ ولی آیا شهادت کودک ۳ ساله در اثر گاز اشک آور٬در لابلای اخبار گم می شود؟»
2. A government which does this type of behaviour against his own people (clubbing, beating, killing, etc..) I wonder what will they do if they ever be able to make Atom bomb!!
3. For those who wonder, who are the people destroying properties of people in current Iran:
4. Once again good job with Karroubi:
BBC reports:
مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای به رئیس سازمان صدا و سیمای ایران به شدت از عملکرد رادیو و تلویزیون این کشور در پوشش خبری اعتراضات اخیر انتقاد کرده است.
آقای کروبی در نامه خود به عزت الله ضرغامی که روز سه شنبه دوم خرداد در سایت رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شده است، می نویسد: "به خوبی می دانید کسانی که امروز از دولت آقای احمدی نژاد حمایت می کنند، کسانی هستند که مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی هستند که نقطه مقابل تفکر حضرت امام قرار دارند".
او نوشته است که اعتراض معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری به این است که "در یک فرآیند مهندسی شده" و با "تقلب های فراوان" کسی به عنوان رئیس جمهوری ایران معرفی شده است که "بتواند مجری تفکر متحجرانه و تفکر نشأت گرفته از مکتب آقای مصباح یزدی" باشد.
محمدتقی مصباح یزدی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی از سرسخت ترین مخالفان جناح اصلاح طبب بود و اکنون هم از جمله حامیان اصلی آقای احمدی نژاد محسوب می شود.
کلیک متن کامل نامه کروبی به ضرغامی
مهدی کروبی
کلیک آقای کروبی در نامه خود به رئیس صدا و سیما از نحوه اطلاع رسانی رادیو و تلویزیون ایران در مورد اعتراضات اخیر انتقاد کرده و نوشته است: "آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می شود و انعکاس وارونه آن در صدا و سیما جزو رسالت رسانه ملی است"؟
او از رادیو و تلویزیون ایران گلایه کرده است که خواست واقعی معترضان را منعکس نمی کند، اعتراضات آنها را با اقدامات سال ۱۳۶۰ اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران مقایسه می کند و آتش زدن مساجد و تخریب اموال عمومی را به آنها نسبت می دهد.
آقای کروبی نوشته است: "نشان دادن صحنه های ضرب و شتم و حتی کشتار رقت انگیز جمعی از مردم، دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر، این صحنه های دلخراش به وجود نمی آمد، اما آیا انعکاس آن در صدا و سیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است"؟
آقای کروبی از آقای ضرغامی خواسته است: "پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه های خارجی سوق ندهید".
Translated from Italian: if sounds funny in some places I used Google translator.
CORRESPONDING TO NEW YORK
The Ayatollah moving capital out of Iran, betraying a fear of a spreading of the theocracy. In recent days attributed to dozens of conservative leaders of the Islamic Republic have ordered banks to have deposits abroad to move quickly. The transfers have grown in the last 48 hours. The movements occurred tese figures relate not to raise too much attention - always less than ten million dollars - but the number of transactions is significant. They come from the major banks of the Islamic Republic - Melli, Melat, Sepah and Saderat - and are directed toward financial institutions in Muslim countries who have long considered Iran safes safe in Turkey, Malaysia, Pakistan, Dubai, Algeria and Indonesia.
The transfers of money have been noted because the intelligence services keep under control some time these banks, fearing that could be used to buy prohibited weapons. What is the size of what is happening is that important leaders of the clergy are also moving money parastatal foundations that since 1979 has allowed the Ayatollah to accumulate property outside institutions. Some of the accounts from which money is moving is made payable to the Foundation of the oppressed and the disabled in war, a mini-industrial empire with over 200 thousand employees, the Foundation of the martyrs, known for funding the activities of Hezbollah abroad to Imam Khomeini Foundation, stronghold of collections of Islamic charities, and 15 Khordad Foundation, which has its headquarters in the holy city of Qom and is known for having a size of 2.5 million dollars on the Indian writer Salman Rushdie.
These foundations manage the bulk of the resources of the theocracy and when sending money abroad, it was decided, the choice was to rely on the financial network through which over the past two years the ayatollahs have often managed to evade the sanctions voted by the UN. For example, a bank that received money is the Turkish Asya katılım Bankasi - better known as Bank Asya - and in 2007 the London branch of Bank Melli asked to continue to provide financial services despite the strict measures adopted by the European Union. Bank Sepah by another payment of seven million dollars was delivered to the Exim Bank of Malaysia, or the same financial institution that in 2007 agreed to continue to work with Tehran after the passage by the UN Security Council of Resolution 1747. Although not yet quantified the total amount of resources transferred, the phenomenon is growing as evidenced by the fact that a group of senior representatives of the clergy is negotiating agreements with banks in the Far East, China and Hong Kong.
"What is happening betrays a yield of nell'establishment - commented Patrick Clawson, an expert on Iranian affairs at the Washington Institute - because the foundations are the safes of the Islamic clergy khomeini who feels threatened by a possible stroke of the hand of Guardians of the Revolution veterans the war against Iraq, loyal to Ali Khamenei. " Just the Guardians of the Revolution "manage a network of companies competing with the Foundations' and share with Khamenei" the impatience for the autonomy of institutions created by Khomeini to make independent clergy. If we export the funds would therefore concludes Clawson, "the ayatollah who had stopped her daughter of former President Rafsanjani and are afraid to do the same soon end. Ilan Berman, vice president of the 'American Foreign Policy Council, added: "Now the clash is not between Khamenei and the protesters, but pro-Mousavi passes inside the ayatollah. Who provides power instability and is preparing for the worst, moving their money abroad. " As a summary report of the Center for American Progress' on the riots: "There are obvious cracks in the regime."
in Persian by google:
مکاتبهای به نیویورک
آیت الله در حرکت سرمایه از ایران ، betraying یک ترس از یک گسترش از حکومت خدا است. در روزهای اخیر attributed به dozens از رهبران محافظه کار جمهوری اسلامی دستور به بانکها را به خارج از کشور را به حرکت سریعتر از deposits. این رشد را در انتقال از 48 ساعت گذشته است. حرکات اتفاق افتاده tese ارقام مربوط به بالا بردن خیلی زیاد توجه -- همیشه کمتر از ده میلیون دلار -- ولی تعدادی از معاملات مهم است. آنها آن از عمده بانکها در جمهوری اسلامی -- ملی ، Melat ، سپه و صادرات -- و هدایت آن به سوی موسسات مالی در کشورهای مسلمان ، در نظر داشت که مدت safes امن ایران در ترکیه ، مالزی ، پاکستان ، دوبی ، الجزایر و اندونزی است.
انتقال پول را از آن توجه شده است چرا که هوش و خدمات را تحت کنترل برخی از زمان این بانکها ، fearing که ممکن است مورد استفاده برای خرید سلاح ممنوع است. چه اندازه است که از آنچه اتفاق مهم این است که رهبران و روحانیون نیز حرکت پول parastatal foundations که از سال 1979 که مجاز به آیت الله accumulate اموال را به خارج از موسسات است. برخی از این حسابها را از این حرکت است که پول پرداختی را به مقدماتی از مظلوم و معلول در جنگ ، یک امپراتوری مینی صنعتی با بیش از 200 هزار کارمند ، در دوره مقدماتی از martyrs ، شناخته شده برای تامین مالی و فعالیتهای خارج از کشور به حزب الله امام خمینی (ره) دوره مقدماتی ، سنگر از مجموعه خیریه اسلامی و بنیاد 15 خرداد ، که در آن دفتر در شهرستان مقدس استان قم است و شناخته شده برای داشتن یک اندازه از 2.5 میلیون دلار در هند نویسنده سلمان رشدی است.
این foundations مدیریت فله از منابع ، از حکومت خدا و وقتی که در خارج از کشور ارسال پول ، از آن تصمیم ، انتخاب شد و اعتماد به امور مالی را از طریق شبکه ای که بیش از دو سال گذشته در اغلب ayatollahs باید مدیریت را به طفره رفتن از تحریم شده توسط سازمان ملل متحد رای دادند. برای مثال ، یک بانک است که پول دریافت شده است که زبان ترکی Asya katılım Bankasi -- بهتر است که بانک Asya -- و در 2007 در لندن به شعبه بانک ملی خواست تا با ارائه خدمات مالی با وجود اقدامات سخت اتخاذ شده توسط اتحادیه اروپا است. بانک سپه با پرداخت دیگری از هفت میلیون دلار بود تحویل به بانک Exim از مالزی ، موسسه مالی و یا همان است که در 2007 به توافق برای ادامه کار را با تهران پس از تصویب توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد از قطعنامه 1747 است. گرچه هنوز quantified در مجموع مقدار منابع ، منتقل ، و در حال رشد است به عنوان پدیده evidenced شده توسط این حقیقت که یک گروه از نمایندگان ارشد روحانیت است موافقتنامه مذاکره با بانکها در شرق دور ، چین و هنگ کنگ است.
"چه اتفاق betrays که از بازده nell'establishment -- commented Patrick Clawson ، یک متخصص در امور ایران در موسسه واشنگتن است -- چرا که foundations هستند safes از روحانیت اسلامی ، خمینی (ره) که به احساس تهدید توسط یک ضربه ممکن را به دست نگهبان از جانبازان انقلاب از جنگ بر علیه عراق ، وفادار به علی خامنه ای است ". فقط نگهبان از انقلاب از "اداره کردن یک شبکه از شرکتهای competing با Foundations' و سهم را با خامنه ای "را از بی صبری برای خودمختاری خمینی (ره) است که با ایجاد نهادهای مستقل و روحانیت است. اگر ما به صادرات خواهد بود لذا وجوه concludes Clawson ، "این آیت الله که او را متوقف دختر رئیس سابق رفسنجانی و afraid به زودی از همان پایان است. Ilan Berman ، معاون رئيس جمهور از 'سیاست خارجی آمریکا در شورا ، افزود :" اکنون که تصادم بین خامنه ای نیست و اعتراض ، اما طرفدار آیت الله موسوی عبور در داخل است. فراهم می آورد که در قدرت است و بی ثباتی را برای تهیه بدترین ، حرکت پول خود را در خارج از کشور است. " خلاصه به عنوان یک گزارش از مرکز آمریکایی پیشرفت 'در riots :" وجود دارد که آشکار cracks در نظام است. "
0.0. A few have prepared petition investagate into crimes committed by Mr. Khameni. Who wishes to sign.
1.این متن پیامی سیاه نه از رنگ سیاست ورزی ایرانی بلکه از رنگ آیین سوگواری ایرانی است. چه حزن انگیز است که تعداد زیادی از کشتگان حوادث اخیر را دختران تشکیل می دادند؛ مادران سرزمین ما. و این از رازهای سرزمین ماست که در آن، خون به ناحق ریخته غیر ایرانیان به نوار مشکی کنار صفحه تلویزیون مبدل می شود و خون به ناحق ریخته 30، 50 و یا به روایتی 150 ایرانی نه تنها سیاهی با خود نمی آورد بلکه از اساس تکذیب و تخفیف می شود. این نوشتار هیچ دخلی به سیاست ندارد. سایه تاریک سیاست همچنان که آمده است خواهد رفت؛ چنانچه تا حال بارها آمده و بارها رفته است. آنچه بر کف خیابان ها مانده و بر ذهن مادران، پدران، برادران و خواهران کشتگان حک شده و به مویه های شبانه مادران داغدار سرزمین ما بدل شده است، خون های آن دختر دانشجو بر کف خیابان کارگر است که دوستانش آن را به "ندا" تغییر نام داده اند؛ به نام آن دختر. نفسی که از امشب فرو می دهیم چگونه ممد حیات و مفرح ذات خواهد بود اگر بدانیم که در دومین شنبه سیاه خرداد 88 کودک سه ساله ای در میدان ولیعصر تاب تنفس را در میان گازهای اشک آلود نیاورد و در آغوش پدرش جان داد. «۱۴۰۰ سال در سوگ «علی اصغر» شهید شیرخواره کربلا گریستیم ٬ ولی آیا شهادت کودک ۳ ساله در اثر گاز اشک آور٬در لابلای اخبار گم می شود؟»
2. A government which does this type of behaviour against his own people (clubbing, beating, killing, etc..) I wonder what will they do if they ever be able to make Atom bomb!!
3. For those who wonder, who are the people destroying properties of people in current Iran:
4. Once again good job with Karroubi:
BBC reports:
مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای به رئیس سازمان صدا و سیمای ایران به شدت از عملکرد رادیو و تلویزیون این کشور در پوشش خبری اعتراضات اخیر انتقاد کرده است.
آقای کروبی در نامه خود به عزت الله ضرغامی که روز سه شنبه دوم خرداد در سایت رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شده است، می نویسد: "به خوبی می دانید کسانی که امروز از دولت آقای احمدی نژاد حمایت می کنند، کسانی هستند که مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی هستند که نقطه مقابل تفکر حضرت امام قرار دارند".
او نوشته است که اعتراض معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری به این است که "در یک فرآیند مهندسی شده" و با "تقلب های فراوان" کسی به عنوان رئیس جمهوری ایران معرفی شده است که "بتواند مجری تفکر متحجرانه و تفکر نشأت گرفته از مکتب آقای مصباح یزدی" باشد.
محمدتقی مصباح یزدی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی از سرسخت ترین مخالفان جناح اصلاح طبب بود و اکنون هم از جمله حامیان اصلی آقای احمدی نژاد محسوب می شود.
کلیک متن کامل نامه کروبی به ضرغامی
مهدی کروبی
کلیک آقای کروبی در نامه خود به رئیس صدا و سیما از نحوه اطلاع رسانی رادیو و تلویزیون ایران در مورد اعتراضات اخیر انتقاد کرده و نوشته است: "آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می شود و انعکاس وارونه آن در صدا و سیما جزو رسالت رسانه ملی است"؟
او از رادیو و تلویزیون ایران گلایه کرده است که خواست واقعی معترضان را منعکس نمی کند، اعتراضات آنها را با اقدامات سال ۱۳۶۰ اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران مقایسه می کند و آتش زدن مساجد و تخریب اموال عمومی را به آنها نسبت می دهد.
آقای کروبی نوشته است: "نشان دادن صحنه های ضرب و شتم و حتی کشتار رقت انگیز جمعی از مردم، دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر، این صحنه های دلخراش به وجود نمی آمد، اما آیا انعکاس آن در صدا و سیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است"؟
آقای کروبی از آقای ضرغامی خواسته است: "پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه های خارجی سوق ندهید".
Monday, June 22, 2009
Protests in Iran...
0.000 Every time I hear this slogan on western media, Don't be afraid, we all are together (Natarsin, Natarsin, ma hameh baham hastim) some how has become my favorite slogan and I get goosebumps on my body
0.00 Youtube has accommodated a specific link for uploading movies from Iran.
0.0 مهدی کروبی از ایرانیان خواسته است به یادبود کسانی که در خشونت های ناشی از سرکوب تظاهرکنندگان روزهای اخیر کشته شده اند در یک مراسم سوگواری عمومی شرکت کنند.
با این حال این نامزد انتخابات که دولت را به تقلب در انتخابات متهم کرده است می گوید مکان و زمان این مراسم بعدا اعلام خواهد شد زیرا به گفته وی "علیرغم تلاش های مکرر تاکنون موفق به گرفتن مکان خاص برای برگزاری این مراسم نشده ایم."
1.آقای متکی، حرفهای هوگو چاوز دخالت در امور داخلی ایران نیست؟
آقای متکی، شما که چند روز است کوس رسوایی سردادهاید و از دخالت مستقیم امریکاییها و
نیروهای جاسوسی انگلیس می گویید و اروپا را تهدید کرده اید، چرا درمقابل حرفهای چاوز ساکت ماندهاید؟ هوگو چاوز چه حقی دارد پیش از شروع انتخابات از احمدینژاد حمایت کند و برایش آرزوی موفقیت کند؟ یعنی ما اینقدر بدبخت شدهایم که فردی که به حماقت در جهان شهرت دارد برایمان تصمیم بگیرد به چه کسی رای بدهیم؟ انگلیس و امریکا و دیگر کشورهای اروپایی که شما از دخالت مستقیم آنها می گویید، کی از این حرفها زدهاند و از یک کاندیدا حمایت کردهاند؟ ازآن گذشته، پیام امروز چاوز را چه میگویید که اعلام کرده پیروز قطعی انتخابات احمدینژاد است و عده ای میخواهند این پیروزی کامل و انقلاب ایران را زیرسوال ببرند! خیلی جالب است؛ در ایران تا بهحال کسی جرات نکرده چنین ادعایی کند و همه از لزوم رسیدگی به اعتراضها می گویند. همین مانده بود که هوگو چاوز سوسیالیست برای انقلاب اسلامی ایران دل بسوزاند! البته معجزه پول و کمکهای احمدی نژاد به چاوز را نباید فراموش کرد. چاوز اگر میخواهد برای کسی آرزوی موفقیت کند، اول برود به ونزوئلایی برسد که که مردم بدبختش نمی دانند با تورم وحشتناکش چه کنند و نرخ مهاجرت در آن در امریکای جنوبی رکورد شکسته است.
آقای متکی، شما بهعنوان وزیرخارجه موظفید دخالت بیگانگان را پیگیری کنید و از چاوز درمورد اظهارنظرش سوال کنید. اولین قدم البته فراخواندن سفیر ونزوئلا است. اگر هم شما این کار را نکنید، مطمئن باشید مجلس یا دولت بعدی پیگیر خواهند بود.
2. برخورد پلیس با تجمع در میدان هفتتیر تهران
در حالیکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای "آشوبگران، اغتشاشگران و قانون گریزان" را به "برخورد قاطع و انقلابی" تهدید کرده است شاهدان عینی از تهران می گویند، حدود 1000 نفر از مخالفان دولت در میدان 7 تیر تجمع کرده اند.
به گفته شاهدان حدود 300 تا 400 نیروی پلیس و بسیجی که در این محل آماده مقابله با معترضان هستند با چند نفر از زنان و مردانی که به نشان عزاداری برای کشته شدگان وقایع اخیر، لباس سیاه بر تن کرده بودند، برخورد کرده اند.
بر اساس گفته شاهدان، نیروهای پلیس و امنیتی با استفاده از باتوم و گاز اشک آور سعی می کنند مردم را متفرق کنند و در این منطقه امکان برقراری تماس از طریق تلفن همراه وجود ندارد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس علاوه بر گزارش پرواز هلی کوپترها در آسمان این میدان، خبر داده که پلیس در این منطقه در تلاش است مانع توقف حاضران در این منطقه شود و حتی از همراهی افراد در حین حرکت هم جلوگیری می کند.
در همین حال برخی دیگر از گزارش ها از تهران مبنی بر بروز نا آرامی و در گیری در خیابان های اطراف جام جم و پارک ملت، یعنی اطراف سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.
سایت کلمه، سایت نزدیک به میر حسین موسوی همچنین خبر داده که در پی عدم صدور مجوز برای تجمع و سرکوب آنچه در این سایت تجمعات مسالمت آمیز خوانده شده، مردم تصمیم دارند امروز، دوشنبه، به نشانه اعتراض و همدردی با "شهدای" روز سی ام خرداد چراغ های اتومبیل خود را روشن کنند.
به گزارش سحام نیوز، پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی،مهدی کروبی نامزد معترض دیگر انتخابات ریاست جمهوری نیز با صدور بیانیه ای از مردم دعوت کرده پنج شنبه شب در مراسم بزرگداشت کشته شدگان حوادث اخیر در مرقد آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی شرکت کنند.
سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، بیانیه تهدید آمیز خود را بعد از آن صادر کرد که رادیوی دولتی ایران اعلام کرده بود، 457 نفر در درگیری های خیابانی روز شنبه تهران که 10 کشته به جای گذاشته، دستگیر شده اند.
این در حالیست که میرحسین موسوی نامزد معترض به نتایج انتخابات در تازه ترین بیانیه خود خطاب به طرفدارانش ضمن توصیه به به خودداری از خشونت، اعتراض به نتایج انتخابات را "حق قانونی مردم" دانسته و از آنها خواسته به اجتماعات اعتراض آمیز و مسالمت آمیز خود ادامه بدهند.
3. مجمع روحانیون مبارز:عامل اغتشاشات اخیر را کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند/قویاً از مهندس موسوی حمایت میکنیم
پارلماننیوز:مجمع روحانیون مبارز در بیانیهای با تاکید بر اینکه مردم بر این باورند که با آراء آنان بازی و به فهم و شعورشان اهانت شده است، از میرحسین موسوی در برابر تهمتهای ناجوانمردانه قاطعانه حمایت کرد و از تحت فشار قرار گرفتن بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه قم و سایر کشور برای موضعگیری علیه معترضان به نتیجه اعلام شده از سوی وزارت کشور، پرده برداشتند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن کامل بیانیه مجمع روحانیون به این شرح است:
"بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انا نشکو الیک فقد نبیَنا و غیبته ولینا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا
بیش از ده روز است که از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد، مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوقهای رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده میدانند و بدان معترضنند، میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟
وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوری اسلامی است، پس چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده شده میشود مگر رژیمهای گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت میکنند.
میلیونها انسان شریف و آگاه بر این باورند که با آراء آنان بازی شده و به فهم و شعورشان اهانت شده است و برای دفاع از حیثیت و کیان خود به صورت خودجوش به خیابانها ریختهاند تا دردها و تحقیرهای فروخورده خود را فریاد کنند. چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند و هزاران نفر را در خیابانها و از خانههایشان میربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم میبرند؟ حرکت میلیونها جوان در ایام انتخابات و در راهپماییها با فریاد الله اکبر و با شعار یا حسین چه کسانی را آزرده و عصبانی کرده است که باید به خوابگاه دانشجویان شبانه حمله کنند و با ضرب و شتم بیحساب آنان را آواره کنند و خوابگاه آنان را به ویرانه تبدیل کنند؟ تاسفبارتر از این عمل آن است که این حمله مغولآسا را به خود مردم نسبت دهند. فانالله و انا الیه راجعون.
کدام عقل سلیم باور میکندکه حرکت اعتراضی میلیونها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانیون، دانشجویان و سایر اقشار نقشه و طراحی این گروه یا آن گروه و با حمایت بیگانگان باشد؟ چرا شخصیتهای محترم و خدمتگذار ملت طول سی سال گذشته را به بهانههای واهی با بدترین رفتارها و دستگیر میکنند و به زندانها میکشانند؟ کسانی که دست به چنین اعمال میزنند و سرمایههای اجتماعی جامعه را اینگونه تاراج میکنند، از خدا بترسند و از عاقبت خود بهراسند.
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بیدریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است، پس از بیست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و برای نجات کشور از مدیریت غلط چهار سال گذشته به میدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه میلیونها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیونها جوان را که میرفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی رو بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندقهای رای آورده است، آیا چنین شخصیتی به جای آنکه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد، باید توسط همانهایی که در آن زمان در برابر امام صفآرایی میکردند و نیز خلاف آنان امروز مورد عتاب قرار گیرد و آنچه زیبنده خود آنان است به مهندس موسوی نسبت دهند؟ آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاشهای است یا آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند و مردم بویژه جوانان را تحریک میکنند و احساساتشان را جریحهدار میسازند؟
مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، آیا پاسخ چنین خواستهای بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامهریز و مجریان انتخابات صحیح نباشد، انواع اهانتهایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم میشود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عدهای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند؟ آیا دستی در کار است تا با این رفتارهای غیر انسانی آبروی امام و جمهوری اسلامی را به تاراج دهد؟
ما قویاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنیم و در برابر تهمتهای ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبیب اغتشاشها به ایشان از وی دفاع میکنیم و عامل همه اغتشاشها و زخمی شدنها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند و آنها باید شناسایی و محاکمه شوند.
ما مصرانه خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان از شخصیتهای سیاسی روحانی و غیر روحانی هستیم و هرگونه محاکمه غیرقانونی و بازجوییهای تحت فشار و رعب را محکوم میکنیم.
آیا عدل و انصاف است که صدا و سیمای حکومتی به میلیونها انسان و نخبگان آنان هر گونه اهانتی را روا دارند و هیچ فرصتی برای این بیگناهان ایجاد نشود تا از خود دفاع کنند و حقایق را با مردم در میان بگذارند. وقتی وسائل ارتباطی از پیامکها و سایتها و اینترنت همه را از کار بیندازند و در تلفنهای همراه اخلال ایجاد کنند و تنها وسیله اطلاعرسانی یعنی صدا و سیما را از شأن یک رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل کنند و یکجانبه به بدترین شیوه حقایق را وارونه جلوه دهند. آیا میدانید با بیاعتبار شدن این رسانه فراگیر مردم به پای رسانههای بینالمللی کشانده میشوند و با شنیدن و دیدن حقایق جاری در میان جامعه به دروغپردازیهای رادیو و تلویزیون نفرین میکنند؟
شرط انصاف آن است که حداقل یکی از شبکههای سراسری سیما برای پاسخگویی به این همه دروغپردازی و وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن گروهها و اشخاص، در اختیار کاندیداهای محترم و طرفداران آنان و مردم مظلوم قرار میگرفت.
بر حسب اطلاع بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه مبارکه قم و سایر کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مقابل میلیونها انسان موضع بگیرند. ما از مقاومت آنان در برابر این زیادهخواهیها صمیمانه و متواضعانه تشکر میکنیم و امیدواریم مراجع بزرگ تقلید و عالمان برجسته مانند همیشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حقکشیها بایستند و تسلیم نشوند و اطمینان داریم که نخواهند شد و تاریخ پرافتخار مراجع تشیع این حقیقت را نشان میدهد.
مجمع روحانیون مبارز اصرار دارد که اجازه دهند مردم در سراسر کشور یک روز را برای شهیدان خود به سوگ بنشینند و مردم در کمال امنیت در مراسم عزاداری خانوادههای آنان شرکت کنند.
ما برای بازگرداندن اطمینان و اعتماد مردم خواهان آن هستیم که هیاتی متشکل از افراد بیطرف و کاردان و آشنا به قوانین به شکایات نامزدهای معترض رسیدگی کنند و با رعایت حق و عدل به داوری بنشینند و با تصمیمی خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند.
درود و رحمت خداوند بر ملت سرافراز ایران بویژه مردم بیدار و شجاع تهران، درود برجوانان غیور بویژه دانشجویان پرشور، رحمت و غفران الهی بر شهیدان به خون خفته آنان، سلام بر زندانیان عزیر و به خانوداههای محترم آنان. مجمع روحانیون مبارز خود را در عزای شهیدان و همدردی با خانوادههای آنان شریک میداند و برای آنان صبر و پاداش از خداوند بزرگ مسئلت میدارد.
مجمع روحانیون مبارز
1/ 4/ 1388"
Subscribe to:
Posts (Atom)
